فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٦٧٢ - ديات
ارش و حكومت( --> ارش)گويند. واژه ديه، گاه به معناى عام، كه ارش را نيز در بر مىگيرد، به كار مىرود.(١)فقها در فقه بابى مستقل به همين نام منعقد كرده و به تفصيل درباره مسائل و احكام آن سخن گفتهاند.
جنايت وارد بر شخص يا به كشتن او است و يا به از بين بردن عضوى از اعضا يا منفعتى از منافع وى. هريك يا از روىعمد است و جانى به قصد ارتكاب جنايت دست به آن مىزند، يا شبه عمد، كه جانى قصد ارتكاب فعل منجرّ به آسيب ديدن طرف را دارد، ليكن مقصود وى از اقدام خود ارتكاب جنايت نيست، مانند كسى كه به قصد ادب كردن، ديگرى را بزند و به طور اتفاق، بر اثر آن، ادب شونده بميرد، و يا خطاى محض است كه جانى نه قصد جنايت دارد و نه قصد فعلى كه منجرّ به آن گردد، مانند كسى كه به طرف حيوانى تيراندازى مىكند، ليكن اتفاقاً به انسانى اصابت نموده و منجرّ به مرگ وى مىگردد، بدون آنكه تيرانداز قصد پرتاب تير به سوى مقتول و كشتن او را داشته باشد.(٢)
ديه در جنايت عمدى ـ در صورت عدم امكان قصاص يا توافق بر سر پرداخت ديه ـ و نيز در جنايت شبه عمد بر عهده جانى و در خطاى محض بر عهده عاقله او است(٣)( --> عاقله).
اسباب ضمان:
١. مباشرت در جنايت:مباشر به كسى گفته مىشود كه جنايت مستقيم به او منتسب مىگردد؛ هرچند به واسطه آلتى همچون تفنگ، بدون آنكه وى قصد ارتكاب جنايت را داشته باشد (چه آنكه صورت قصد ارتكاب، مورد ثبوت قصاص است) مانند كسى كه هدفى را به گمان حيوان بودن آن نشانه رفته و به سمت آن تيراندازى مىكند؛ در حالى كه آن هدف انسان است، يا كسى كه به قصد ادب كردن، كودكى را مىزند و كودك اتفاقاً بر اثر آن مىميرد.
پزشكى كه به سبب مباشرت در مداواى بيمار، جان يا عضو و يا منفعتى از منافع او را تلف كرده، در برابر آن ضامن و متعهد به پرداخت ديه است، مگر آنكه قبل از معالجه از ضمان تبرّى جويد و بيمار او را