فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٩٤ - دربان
ثبت، صدوق، شيخ، صالح، معتقد، وجه، عالم، و غير آن.
الفاظ دلالت كننده بر جرح عبارتند از: ضعيف، كذّاب، غالى، وَضّاع للحديث (جعل كننده حديث)، مضطرب، ساقط، متروك الحديث، مخلط و غير آن.(٧)
چگونگى تدوين و ضبط حديث:نوشتن و ثبت حديث به منظور حفظ آن، جايز، بلكه واجب است. لازم است نويسنده، حديث را به گونه صحيح، ضبط كند و حروف و كلمات آن را واضح بنويسد.
سزاوار است نويسنده در آغاز ـ پس از نام خدا ـ مشخصات (نام، كنيه و نسب) استادى را كه حديث را از او فراگرفته، بنويسد. چنان كه مستحب است به حمد و ستايش خداوند با نوشتن «عزّوجلّ» و مانند آن پس از نوشتن نام خدا و نيز نوشتن نام پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و امامان معصوم عليهم السّلام همراه ذكر صلوات و سلام بر آنان و ياد كرد راويان صالح و عالمان دين با ترضىّ (رضى اللّه عنه) يا ترحّم (رحمه اللّه) اهتمام ورزد.(٨)
( --> حديث)
دَرء؛ قاعده-->
قاعده درء
درباندربان [= حاجب ]: نگهبان در.
عنوان ياد شده به مناسبت در باب قضاء به كار رفته است.
بر قاضى هنگام نشستن بر مسند قضاوت قراردادن دربان براى خود مكروه است، بلكه مستحب است محلّ قضاوت به گونهاى باشد كه ارباب رجوع به راحتى به قاضى دسترسى داشته باشند.(١)البتّه بنابر تصريح برخى اگر گماردن حاجب مانع دسترسى ارباب رجوع به قاضى شود و از اين بابت متضرّر گردند، حرام خواهد بود.(٢)