فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٨٨ - دختر دايى --> دايى زاده
عدم وجود هم جنس(١١)و برخى ديگر به عدم وجود مَحرم كردهاند.(١٢)
برخى قدما غسل دادن دختر بچه كمتر از پنج سال را نيز جايز دانستهاند.(١٣)برخى معاصران گفتهاند: مرد مىتواند دختر بچه غير مميّز( --> مميّز)را غسل دهد.(١٤)
ادرار دختر بچه شيرخوار بنابر مشهور در صورت ملاقات با لباس، همچون ادرار انسان بالغ بايد آب كشيده شود و غساله آن با فشردن خارج گردد؛ برخلاف ادرار پسر بچه شيرخوار كه صرف آب ريختن روى آن كفايت مىكند و نيازى به فشردن و اخراج غساله( --> غساله)ندارد.(١٥)
بنابر قول مشهور، دختر وقتى نه سال قمرىاش تمام شد بالغ مىگردد، مگر آنكه ديگر نشانههاى بلوغ، از قبيل روييدن موى درشت بر شرمگاه، قبل از آن تحقق يافته باشد(١٦)( --> بلوغ).
حفظ مال از تبذير( --> تبذير)و اسراف( --> اسراف)و روى آوردن به كارهايى از قبيل بافندگى و توليد و غير آن از فعاليتهاى مناسب زنان، از نشانههاى رشد دختر است. از ديگر راههاى ثبوت رشد وى، شهادت دو مرد عادل يا چهار زن عادل و يا يك مرد و دو زن عادل است(١٧)( --> رشد).
بوسيدن دختر بچه شش ساله و نشاندن او بر دامن توسط نامحرم، بدون شهوت مكروه است.(١٨)برخى معاصران احتياط واجب را در ترك آن دانستهاند.(١٩)
دختر برادر--> برادر زاده
دختر خاله--> خاله زاده
دختر خوانده--> فرزند خوانده
دختر خواهر--> خواهر زاده
دختر دايى--> دايى زاده