فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٣٧ - خويشاوندى
خون حيض-->حيض
خون خواهى-->ولىّ دم
خون دماغخون دماغ: خون ريزى بينى.
خون ريزى از رگهاى مخاط بينى بر اثر عواملى از قبيل فشار خون يا دست كارى محل را خون دماغ گويند. از آن به مناسبت در باب طهارت و صلات سخن گفتهاند.
وضو گرفتن پس از خون دماغ شدن مستحب است.(١)
كسى كه در اثناى نماز دچار خون دماغ شده، در صورت امكان و عدم استلزام عمل باطل كننده نماز، همچون روى گردانى از قبله و سخن گفتن، واجب است تطهير كند و نماز خود را ادامه دهد؛ هرچند تطهير مستلزم فعل كثير (كارهاى بسيار) باشد و در صورت عدم امكان، بايد براى تطهير، نماز را قطع كند و پس از تطهير، آن را دوباره بخواند.(٢)
امام جماعتى كه در اثناى نماز دچار خون دماغ شده، در صورت عدم امكان اتمام نماز با مأمومين، فردى از مأمومين را به جاى خود مىگمارد تا نماز را به جماعت تمام كند.(٣)
خون نفاس-->نفاس
خويشاوندىخويشاوندى: خويشاوند بودن.
به نسبت خانوادگىِ پديد آمده از راه نسب، سبب يا رضاع خويشاوندى اطلاق مىكنند. اين عنوان در بابهايى همچون نكاح و ارث به كار رفته است.
نسب:خويشاوندان نسبى كسانىاند كه از راه ولادت ناشى از نكاح صحيح يا ملك( --> ملك يمين)و يا آميزش به شبهه( --> آميزش به شبهه)با يكديگر نسبت خانوادگى پيدا مىكنند،(١)مانند پدر و مادر و هرچه بالا روند؛ فرزندان دخترى و پسرى و هر چه پايين روند؛ برادران و خواهران و فرزندان آنان؛ عمّه، خاله، عمو، دايى و فرزندان ايشان.(٢)افراد ياد شده