فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥٢١ - خودكشى
حاكم شرع، و با نبود او عدول مؤمنان او را بر انفاق وادار مىكنند(٩)( --> نفقه).
ظهار و ايلاء:حاكم شرع، ظهار كننده(١٠)( --> ظهار)و ايلاء كننده(١١)( --> ايلاء)را بين رجوع به همسر با دادن كفّاره، و جدا شدن از او (طلاق) مخيّر مىكند و در صورت امتناع از هر دو، زندانى مىشوند و در خوردن و آشاميدن بر آنان سخت گرفته مىشود تا يكى از دو امر ياد شده را بپذيرند.
لعان:مردى كه همسرش را قذف( --> قذف)كرده، براى عدم اجراى حدّ بر او، بايد اقدام به لعان( --> لعان)كند. در صورت خوددارى از لعان، حد بر او جارى مىشود.(١٢)
قضاء:اگر امام عليه السّلام كسى را براى قضاوت شهرى نصب كند، اهالى آن شهر حق ندارند از تمكين در برابر او يا اقامه دعوا نزد وى خوددارى كنند و در صورت تمرّد، قتال با ايشان جايز خواهد بود.(١٣)
خودكشىخودكشى: كشتن خود.
از آن در بابهاى طهارت، صلات، وصيّت، قصاص و ديات سخن گفتهاند.
خودكشى، حرام و از گناهان كبيره( --> گناه كبيره)است.(١)مسلمانى كه خودكشى كرده همچون ديگر مسلمانان، تجهيز و بر او نماز خوانده مىشود.(٢)
كسى كه به قصد خودكشى جراحتى بر خود وارد و پس از آن، وصيّت كرده است، بنابر مشهور، وصيّت وى در مالش صحيح نيست؛ بر خلاف وصيّت قبل از اقدام به خودكشى كه صحيح است.(٣)
شخصى كه از سوى ديگرى در آتش يا چاهى افكنده شده و او با توان بيرون آمدن از آن، به عمد بيرون نيامده تا مرده است، اقدامش مصداق خودكشى و خونش هدر است و قصاص و ديهاى بر عهده