فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٥١٢ - خواب
خِنزير-->خوك
خنصرخِنْصِر: انگشت كوچك دست( --> انگشت).
خنفساءخُنْفَساء: نوعى جُعَل.
خنفسا حشرهاى است سياه رنگ و بد بو، كمى كوچكتر از سرگين غلتان.(١)از آن به مناسبت در باب طهارت و اطعمه و اشربه نام بردهاند.
خنفسا از حشرات( --> حشرات)و از مسوخ(٢)( --> مسوخ)است كه خوردن آنها حرام مىباشد.(٣)
مردار خنفسا به دليل نداشتن خون جهنده پاك است.(٤)
خوابخواب: مقابل بيدارى.
از آن به مناسبت در بسيارى از بابهاى عبادات و معاملات سخن رفته است.
آثار:بر خواب از آن جهت كه موجب از كار افتادن قواى ظاهرى همچون بينايى و شنوايى و نيز در ظاهر از دست رفتن شعور و آگاهى مىگردد، آثارى مترتّب است كه به مهمترين آنها اشاره مىشود.
بطلان:خوابيدن به گونهاى كه چشم نبيند و گوش نشنود موجب بطلان وضو مىشود.(١)
با توجه به اعتبار قصد در همه عقود( --> عقد)و ايقاعات( --> ايقاع)، عقد و ايقاع صادر شده از شخص در حال خواب باطل است و اثرى بر آن مترتّب نيست.(٢)
رفع تكليف:از آنجا كه شعور و آگاهى شرط تكليف است، به شخصى كه در خواب است تكليف متوجه نمىگردد؛ در نتيجه بر رفتار و حركات وى در آن حال اثرى همچون عقوبت و كيفر بار نمىشود. بنابر اين، بر كسى كه در حال خواب آسيبى به ديگرى رسانده است، حد يا تعزير جارى