فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٣٢٦ - حق
دين را مىكند، كه در اين صورت اداى دين ـ به دليل اهميت حق الناس ـ مقدم بر گزاردن حج است؛(٢٨)ليكن نظر بسيارى اين است كه دليلى بر اصل و كلّيت اهميت و برترى حق الناس بر حق اللّه و تقديم آن وجود ندارد؛ بلكه چه بسا در مواردى، حق اللّه به جهت اهم بودن آن مقدم بر حق الناس مىشود.(٢٩)
شهادت در حقوق:منشأ تقسيم حق به حق اللّه و حق الناس، تفاوت حقوق در چگونگى ثبوت آنها نزد حاكم با شهادت شهود است. حق اللّه بر دو نوع است: حق اللّه مالى، مانند خمس، زكات، نذر و كفاره و حق اللّه غير مالى، مانند حدّ ارتداد، حدّ قذف و حدّ زنا.
نوع اوّل با شهادت دو مرد عادل ثابت مىشود و شهادت زنان، به تنهايى و نيز توأم با شهادت مردان، پذيرفته نيست.
نوع دوم يا با شهادت چهار مرد عادل ثابت مىشود و با شهادت زنان ثابت نمىشود؛ چنان كه لواط و مساحقه بنابر قول مشهور چنين است، يا علاوه بر آن با شهادت سه مرد توأم با دو زن عادل يا دو مرد با چهار زن عادل ثابت مىشود؛ چنان كه زنا اين گونه است. البته حدّ رجم با شهادت دو مرد توأم با چهار زن ثابت نمىشود، بلكه تنها حدّ تازيانه با آن ثابت مىگردد( --> رجم)، يا با شهادت دو مرد قابل اثباتند، همچون آميزش با حيوان بنابر قول مشهور و نيز ساير جناياتى كه موجب حدّ است از قبيل سرقت، نوشيدن شراب، ارتداد و قذف.
حق الناس سه نوع است: غير مالى، مالى و حق الناسى كه آگاهى از آن بر مردان دشوار است. حق الناس غير مالى با شهادت دو مرد عادل ثابت مىشود. گروهى از فقها ثبوت اين نوع حق الناس را ضابطه مند كرده و گفتهاند: حق الناسى كه نه مالى است و نه مقصود از آن مال است و مردان بر حسب متعارف و غالب از آن مطلع مىگردند، مانند اسلام، تزكيه و جرح شهود( --> جرح)تنها با شهادت دو مرد عادل قابل اثبات است و شهادت زنان مطلقا ـ به تنهايى يا توأم با شهادت مردان ـ پذيرفته نيست. ليكن برخى چنين ضابطهاى را نپذيرفتهاند. البته بنابر