فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ٢٠٠ - حام
بدهى حالّ دارد، حج بر او واجب نمىشود. وجوب حج در صورت مؤجّل بودن دين، اختلافى است.(١)
كسى كه به مقدار استطاعت شرعى( --> استطاعت)از ديگرى طلبكار است، در صورت حالّ بودن طلب و توانايى بر وصول آن، مستطيع، و گزاردن حج بر او واجب است.(٢)
تجارت:چنانچه در معامله براى تحويل كالا و بهاى آن، مدت ذكر نگردد، معامله نقدى خواهد بود.(٣)
دين:با مرگ بدهكار بدهى مدت دار او حالّ مىشود؛ ليكن به قول مشهور با مرگ طلبكار، طلب مدت دار وى حالّ نمىگردد.(٤)
پرداخت بدهى در صورت حالّ بودن آن و تمكّن بدهكار از ادا و مطالبه طلبكار بر بدهكار واجب و تأخير در پرداخت آن حرام است.(٥)
وكالت:كسى كه از طرف ديگرى در معاملهاى وكيل شده، در صورت مطلق بودن وكالت، تنها مىتواند به ثمن المثل( --> ثمن المثل)ـ نه كمتر ـ آن هم به صورت حالّ ـ نه مؤجّل ـ داد و ستد كند.(٦)
نكاح:در صورت حالّ بودن مهر، زوجه مىتواند پيش از دريافت آن، از تمكين خود دارى كند، به شرط آنكه قبلاً آميزش تحقق نيافته باشد(٧)( --> تمكين).
( --> اجل)
حامحام: شتر نرى كه از صلب آن ده فرزند به وجود آيد.(١)
برخى آيينهاى جاهلى نسبت به چارپايان و احكامى چون حرمت خوردن گوشت يا سوار شدن بر آنها تحت عناوين بَحيره( --> بحيره)، سائبه( --> سائبه)، وصيله( --> وصيله)و حام در قرآن اشاره رفته و باطل شمرده شده است.(٢)فقها در باب وقف به مناسبت ذكر وقفهاى باطل، از اين نوع سنّت جاهلى ياد كردهاند.