فرهنگ فقه فارسي - موسسه دائرة المعارف الفقه الاسلامي - الصفحة ١٥٣ - جهل
احكام:از آنجا كه جاهل در تكاليف با عالم اشتراك دارد ـ با اين تفاوت كه تكليف در زمان جهل متوجه جاهل نمىشود ـ پس از آگاهى از تكليف، بايد آن را به جا آورد، مگر آنكه دليلى بر عدم آن وجود داشته باشد. براى روشن شدن ابعاد مسئله، به احكام جهل در دو حوزه عبادات و غير عبادات اشاره مىكنيم.
١. عبادات:جاهل يا اصل عبادتى را ترك مىكند، مانند ترك نماز و روزه ماه رمضان، به جهت جهل به وجوب آن دو، و يا جزء يا شرطى از عمل عبادى را؛ و در نتيجه، عبادت را ناقص و فاقد شرط يا جزء انجام مىدهد، مانند ترك سوره در نماز به جهت جهل به جزئيت آن، يا نماز گزاردن در لباس نجس به جهت جهل به شرط بودن طهارت لباس در صحّت نماز.
در فرض نخست، چنانچه عبادت واجب موسع باشد، مانند حج، بايد آن را به جا آورد؛ اما اگر وقت آن محدود باشد، مانند نمازهاى يوميه، در صورتى كه وقت باقى است، آن را به جا مىآورد(٧)و اگر وقت گذشته است، چنانچه از واجباتى باشد كه قضاى آن واجب است، مانند نمازهاى يوميّه(٨)و روزه ماه رمضان،(٩)قضاى آن را به جا مىآورد، مگر موردى كه دليلى خاص بر عدم وجوب قضاى آن وجود داشته باشد، مانند مورد خورشيد يا ماه گرفتگىاى كه شخص از آن مطلع نباشد، كه در اين صورت، اگر بعض قرص ماه يا خورشيد گرفته شود، بنابر مشهور، قضاى نماز آيات بر جاهل واجب نيست، و اگر گرفتگى در تمامى قرص باشد، قضا بر او واجب است.(١٠)
در فرض دوم، اگر جزء يا شرط از اركان باشد ـ كه ترك آن مطلقا موجب بطلان عبادت است، مانند طهارت (وضو، غسل و تيمّم)، ركوع و دو سجده در نماز ـ عبادت باطل مىشود،(١١)و اگر از اركان نباشد، نسبت به جاهل مقصّر ادعاى اجماع شده كه حكم عامد را دارد و در نتيجه عبادتى را كه ناقص به جا آورده، محكوم به بطلان و اعاده يا قضاى آن واجب است، مگر در دو مورد: يكى، بلند خواندن قرائت نماز در جايى كه بايد آهسته بخواند و عكس آن، و ديگرى،