ماه خدا - چ سوم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢١ - ٢/ ٢ افطارى دادن به روزهداران
٤٣٣. المقنعة (به نقل از زراره كه در حيره[١] خدمت امام صادق ٧ رسيده بود): چون نماز عصر را خواندم، گفتم: فدايت شوم! كارى دارم؛ اجازه بفرما بروم.
فرمود: «چه عجلهاى دارى؟».
گفتم: گروهى از دوستانت نزد من افطار مىكنند.
فرمود: «اى زراره! بشتاب، بشتاب، بشتاب» (سه بار). سپس رو به عُقبه كرد و فرمود: «اى عُقبه! هر كس مؤمنى را افطارى دهد، كفّاره گناهش تا سال آينده است و هر كس دو نفر را افطارى دهد، بر خداست كه او را به بهشت ببرد».
٤٣٤. امام صادق ٧: در ماه رمضان، سَدير بر پدرم وارد شد. فرمود: «اى سدير! مىدانى اين شبها، چه شبهايى است؟».
گفت: آرى؛ پدرم فدايت! اين شبها، شبهاى ماه رمضان است. مگر چه طور؟
[پدرم] به او فرمود: «آيا مىتوانى هر شب از اين شبها، ده نفر از فرزندان اسماعيل را آزاد كنى؟».
سدير به او گفت: پدر و مادرم، فدايت! ثروتم به اين اندازه نمىرسد.
[پدرم] پيوسته كم مىكرد تا به يك برده رسيد؛ ولى سدير در همه اين موارد مىگفت: نمىتوانم.
[پدرم] فرمود: «آيا نمىتوانى هر شب، مرد مسلمانى را افطارى دهى؟».
پاسخ داد: چرا. ده نفر را هم مىتوانم.
پدرم به او فرمود: «اى سدير! همين را مىگفتم. افطارى دادنت به برادر مسلمانت، برابر است با [آزاد كردن] بردهاى از فرزندان اسماعيل ٧».
[١] حيره، شهرى قديمى پشت كوفه است كه نعمان بن منذر در آن ساكن بود( مجمع البحرين: ١/ ٤٧٩).