ماه خدا - چ سوم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٧ - ٢/ ٢ افطارى دادن به روزهداران
٤٢٢. پيامبر خدا ٦:[١] هر كس روزهدارى را افطارى دهد، مثل پاداش و هر عمل خوبى كه روزهدار با نيروى آن غذا انجام مىدهد، بدون آن كه از پاداشش چيزى كم شود، براى افطارىدهنده است.
٤٢٣. پيامبر خدا ٦: افطارى دادنت به برادر مسلمانت و خوشحال كردن او، پاداشى بزرگتر از روزهدارى تو دارند.
٤٢٤. پيامبر خدا ٦ (خطاب به على ٧): اى على! مؤمن در دنيا سه خوشحالى دارد: ديدار برادران، افطارى دادن به روزهدار، و تهجّد در آخر شب.
٤٢٥. پيامبر خدا ٦: هر كس مؤمنى را در ماه رمضان افطارى دهد، پاداش كارش [پاداشى برابر با پاداش] آزاد كردن بنده و [نيز] آمرزش گناهان گذشته اوست. پس اگر بجز جرعهاى شير يا جرعهاى آب گوارا و خرما به روزهدارى افطارى ندهد و بيش از اين هم نتواند، خداوندْ همان پاداش را به او مىدهد.
٤٢٦. شعب الإيمان (به نقل از سلمان، از پيامبر خدا ٦): «هر كس در ماه رمضان، از درآمد حلالْ به روزهدارى افطارى دهد، در همه شبهاى رمضان، فرشتگان بر او درود مىفرستند و شب عيد فطر[٢] جبرئيل با او دست مىدهد و هر كس كه جبرئيل با او دست دهد، اشكش زياد و دلش نازك مىشود».
مردى گفت: اى پيامبر خدا! اگر كسى آن را نداشت؟ فرمود: «يك لقمه نان».
[١] هىاند، انديشمندانه است؛ زيرا اقدام يك شخص به اطعام روزهداران، مثل آن است كه طاعتها و عبادتهاى آنان را مالك شود؛ چون توانايى كسانى كه توشه به ايشان مىرسد، گويا نيروى بنده اطعامكننده است كه در تن اوست. همچنان كه نيروى بدنىاش، هر چه با آن غذا فراهم شود، از عبادت او شمرده مىشود، هر كارى هم كه از نيروى افطارى دادن به روزهدار سر بزند، در پرونده كسى ثبت مىشود كه روزهدار را اطعام كرده است»( ر. ك: الإقبال: ١/ ٣٧).
[٢] در بعضى نسخهها به جاى« شب عيد فطر»،« شب قدر» است.