ماه خدا - چ سوم - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٠٣ - ٤/ ١ دعاهاى آخر شعبان
آسانى و تندرستى از سوى خودت، از ما دريافت كن. اى كه اندك را مىگيرى و پاداش بسيار مىدهى! اندك را از من بپذير!
خداوندا! از تو مىخواهم كه به سوى هر نيكى، راهى و در برابر هر آنچه دوست ندارى، باز دارندهاى برايم قرار دهى! اى مهربانترينِ مهربانان؛ اى كه از من و از گناهانى كه در نهان انجام دادهام، چشم پوشيدى؛ اى آن كه مرا به خاطر نافرمانىها مؤاخذه ننمودى! ببخشاى، ببخشاى، ببخشاى، اى بزرگوار!
خدايا! پندم دادى، پند نگرفتم! از گناهانت بازم داشتى، دست برنداشتم! چه عذرى دارم؟! پس بر من ببخشاى، اى بزرگوار! ببخشاى، ببخشاى!
خداوندا! از تو آسودگى را به هنگام مرگ و بخشايش را به هنگام حساب، مىخواهم. بندهات گناه بزرگ آورْد. اينك، گذشت از سوى تو، نيكوست، اى شايسته تقوا و اى شايسته آمرزش! ببخشاى، ببخشاى!
خداوندا! من بنده تو و فرزند بنده و كنيز تو ام، ناتوانى كه نيازمند رحمت توست؛ و تويى كه بر بندگانت، توانگرى و بركت را فرو مىفرستى و چيره بااقتدارى و كارهاى بندگان را شمرده و روزىهايشان را تقسيم كردهاى و آنان را با زبانها و رنگهاى گوناگون، قرار دادهاى، آفرينشى پس از آفرينشى.
بندگان، نه دانش تو را دارند و نه قدرت تو را. همه ما نيازمند رحمت توييم. پس، روى رحمت را از من برنگردان و مرا در كار و اميد و تقدير خويش، از بندگان شايستهات قرار بده!
خداوندا! مرا به نيكوترين ماندن، باقى بدار و به بهترين فنا، فانى ساز: بر دوستى با دوستانت و دشمنى با دشمنانت و شوق به درگاهت و هراس از عظمتت و خشوع و وفا و تسليم نسبت به خودت و باور به كتابت و پيروى از سنّت فرستادهات.
خداوندا! آنچه در دلم هست، از: شك و ترديد، يا انكار و يأس، يا شادى بىجا و غرور، يا سرمستى و غرور، يا ريا و آوازهخواهى، يا دشمنى و نفاق، يا كفر و تبهكارى و نافرمانى، يا خودبزرگبينى و يا هر چه كه دوست نمىدارى پروردگارا از تو مىخواهم كه آنها را به ايمان به وعدهات، وفا به پيمانت، رضا به تقديرت، پارسايى در دنيا، شوق به آنچه پيش توست، بزرگوارى، آرامش و توبه راستين[١]، تبديل كنى! اى پروردگار جهانيان! اينها را از تو مىطلبم.
[١] در متن عربى،« توبةً نَصوحا( توبه نصوح)» آمده است. توبه نصوح، يعنى توبه درست و بىغل و غش؛ توبهاى كه پس از آن، انسان به گناه برنگردد( ر. ك: مجمع البحرين: ٣/ ١٧٨٩).