لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٦٣ - غاسل ابتدا مىكند به وضو
اعرابى او را عمامه نكنند و دو طرف عمامه را بر روى سينه ميت مىاندازند اما اصل عمامه از جهت ميت پس آن از خصايص شيعه است.
و احاديث صحيحه و حسنه كالصحيحه در آن وارد شده است كه بر سر او پيچند و ظاهرا عمامه متحقق مىشود به آن كه بر سر پيچيده شود يك بار و دو طرف او را بيندازند و حنك كردن سنتى ديگر است چنانكه در حديث حسن كالصحيح وارد شده است و ظاهرا عمامه اعرابى آنست كه بىحنك باشد و ممكن است كه مراد از آن مقنعه باشد كه بدويان بر سر مىكنند و آن عمامه ايشان است چنانكه در حديث كالصحيح از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه وارد است كه حضرت فرمودند كه چون عمامه كنى ميت را بنحو بدويان عمامه مكن راوى گفت چگونه كنم حضرت فرمود كه ميان عمامه را بگير و بر دور سر او بگردان و دو طرف آن را بر سينه او انداز.
و احاديث بسيار وارد شده است كه ميان آن را بگير و ظاهرا مراد آنست كه سرش را مپيچ كه يك طره داشته باشد بلكه بقدر طره بگذار و به پيچ و چون در اين حديث كه وصف عمامه فرمودند حنك را ذكر نكردند و ظاهر آنست كه عمه اعرابى طره ندارد و مانند عمامه نيست و الحال عجمان آن را لچك مىگويند چون شبيه است به مقنعه زنان و چون امتياز مرد و زن در حيات به عمامه و مقنعه است در ممات نيز مىبايد كه امتياز به آن نحو باشد و احاديث عمامه در مبحث ثياب مصلى خواهد آمد إن شاء اللَّه تعالى و سنت است كه عمامه نفيس باشد.
و در حديث صحيح ابن سنان واقع است كه طره عمامه بر پاى ميت اندازد و ظاهر آنست كه آن مقدار بلند باشد كه بر پا افتد و محتملست كه مراد جانب پا باشد يعنى از پيش نه از پس و پيش مانند زندگان.
و در حديث يونس آنست كه طره راست را به جانب چپ اندازد و چپ را بر