لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٦٦ - سخن با اهل قبور
رخصت جواب مىدادند و در امالى رخصت كلام مىدادند هر آينه مىگفتند چنانكه شما مىشنيديد كه بهترين توشهها تقوى است يعنى متاع اين بازار پرهيزكارى است و ما نياوردهايم شما سعى كنيد در تحصيل آن توشه و ظاهرا غرض حضرت از اين مكالمه آنست كه ديگران عبرت گيرند كه آن چه عمر عزيز نفيس را صرف آن مىكنند همه در اين دنيا خواهد ماند و چيزى كه با ايشان خواهد بود تقوى و اعمال صالح است و چون تقوى پرهيزكاريست از آن چه خلاف رضاى الهى است ترك طاعات خلاف تقوى است پس فعل واجبات نيز داخل تقوى است و اين تقواى عوام است و تقواى خواص اجتناب از مكروهات و فعل مستحباتست نيز و تقواى خاص الخاص آنست كه لمحه از ياد الهى غافل نشوند و لحظهاى متوجه غير او نشوند.
و در حديث صحيح از حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه منقولست كه همه خوبيها مجتمع است در سه چيز در نظر كردن و خاموش بودن و حرف زدن پس هر نظرى كه در آن عبرتى نباشد آن نظر سهو است بلكه مىبايد در هر نظرى عبرتها گيرد و فايده چشم همين است يكى آن كه همه اشيا دليل وجود و علم و قدرت و حكمت الهى است اگر به اهل آخرت نظر كند فكر كند كه ايشان مردانه در راه خدا مىكوشند و عن قريب به مراتب عاليه رسيدهاند با خود عتاب و خطاب كند كه تو چرا مثل ايشان نمىشوى و اگر به اهل دنيا نظر كند عبرت گيرد كه اين بىچارگان عمر عزيز را در طلب باطلى صرف مىنمايند و با خود گويد كه تو نيز مثل ايشان عمر خود را به باد مىدهى و اگر در عقب جنازه روان شود فكر كند كه هيچ چيز نزد اين ميت مطلوبتر از اين نيست كه چند روزى او را بدنيا فرستند تا تدارك ما فات كند و خود را چنان تصور كند كه مرده است و او را به مطلوب او رسانيدهاند و برگشته است كه تدارك كند چنانكه از حضرت صادق