لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٦٧ - سخن با اهل قبور
صلوات اللَّه عليه منقولست و على هذا القياس در هر چيزى عبرتها هست.
و اما سكوت پس مىبايد كه تا خاموش باشد در فكر چيزى باشد كه بكار او آيد از آن چه مذكور شد و غير آن و هر سكوتى كه در آن فكر نباشد غفلت است و هر كلامى كه به ياد خدا يا از براى خدا نباشد آن لغو است پس خوشا بحال كسى كه نظرهاى او همه عبرت باشد و خاموشيهاى او همه فكرت باشد و كلام او همه ذكر الهى باشد و هميشه بر گناهان خود گريان باشد.
ديگر فرمودند كه آدمى را سه دوست است دوستى كه به زبان حال مىگويد كه من هميشه با تو خواهم بود در حيات و ممات و آن عمل صالح است و دوستى كه مىگويد من با توام تا تو بميرى و آن مال اوست و دوستى كه مىگويد من با توام تا كنار قبر و آن فرزندانند.
(و وقف رسول اللَّه ٦ على القتلى ببدر و قد جمعهم فى قليب فقال يا اهل القليب انّا [قد] وجدنا ما وعدنا ربّنا حقّا فهل وجدتم ما وعد ربّكم حقّا فقال المنافقون انّ رسول اللَّه ٦ يكلّم الموتى فنظر إليهم فقال لو اذن لهم فى الكلام لقالوا نعم و انّ خير الزّاد التّقوى)
بطرق متكثره قريب به تواتر منقولست كه حضرت سيد المرسلين ٦ كشتههائى كه در جنگ بدر كشته شده بودند از كفار فرمودند كه در چاهى يا كوى مانند چاه انداختند و حضرت بر سر آن چاه آمدند و فرمودند كه آن چه حق سبحانه و تعالى وعده داده بود ما را از فتح و ظفر الحمد للّه همه راست شد چنانكه منقول است متواترا كه حضرت جاهاى يك يك را نشان داده بودند كه فلانى در اينجا كشته خواهد شد و فلانى در اينجا، آيا آن چه وعده داده بود شما را از مغلوبيت در دنيا و از عذاب آخرت يافتيد كه حق است منافقان كه در آنجا حاضر بودند گفتند كه حضرت خطاب به مردگان