لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٨٠ - زنى كه بميرد و زنى نباشد و مرد محرمى نباشد
اين عبارت دو احتمال دارد يكى آن كه بعد از غسل فرجش را پر از پنبه مىكنند تا نيم من چنانكه در حديث ديگر وارد است و زير جامه از قبيل زير جامه كشتى گيران از جهت او مهيا مىكنند و پاهاش را در اندرون آن مىكنند كه اگر خون از پنبه بگذرد از پوست نگذرد و كفن را نجس نكند.
و احتمال ديگر عبارت آنست كه على سبيل القلب باشد به آن كه ريزه بلغار و امثال آن از گل رست و آهك در فرج او پر كنند كه اينها مانعند از آمدن خون و اللَّه تعالى يعلم.
[زنى كه بميرد و زنى نباشد و مرد محرمى نباشد]
(و سئل صلوات اللَّه عليه عن المرأة تموت مع رجال ليس فيهم ذو محرم هل يغسّلونها و عليها ثيابها فقال ٦ اذا يدخل ذلك عليهم و لكن يغسلون كفّيها)
و بسند صحيح و قوى كالصحيح از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه منقولست كه از آن حضرت سؤال كردند از زنى كه بميرد و مردان با او باشند و زنى نباشد و مرد محرمى نباشد آيا مردان اجنبى آن زن را غسل مىتوانند داد جامه پوشيده كه نظر ايشان به بدن آن زن نيفتد پس حضرت صلوات اللَّه عليه فرمودند كه اگر در اين صورت آن زن را غسل دهند عارى عظيم بر آن قبيله داخل مىشود و حق سبحانه و تعالى به آن راضى نيست و ليكن سرهاى دست آن زن را مىشويند و اين نيز بر سبيل استحباب است چون اخبار بسيار وارد شده است از صحيح و كالصحيح كه او را با جامها دفن مىكنند و غسل نمىدهند او را.
و شستن مختلف واقع شده است در بعضى سر دستها واقع شده است و در بعضى شستن مواضع تيمم واقع شده است به آن كه اول كف دست او را بشويند ديگر روى او را ديگر پشت دستهاى او را. و در بعضى مواضع وضو وارد شده است. و در بعضى تيمم وارد شده است و اختلاف قرينه استحباب است و دو