لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٥٧ - چون غاسل فارغ شود از شستن سيم پس سنت است كه دستها را از مرفق تا سر انگشتان بشويد
بريز.
و در روايتى وارد شده است كه كافور را در دهن و گوشها و چشم و سر و ريش او بمال و هم چنين مشك را و بر سينه و فرج او بريز و مرد و زن مساويند و ليكن مكروهست كه ميت را به عود و غير آن از دودها خوشبو سازند يا عود سوز از عقب او ببرند و ليكن اگر كفن را بدود خوشبو سازند باكى نيست اينست اخبارى كه در اين باب وارد است و عمده مخالفت در گوشهاست و چشم و بينى و شيخ حمل كرده است كه آنجا كه نهى وارد شده است مراد نهى از اينست كه در اندرون گوش و چشم و بينى گذارند و آنجا كه امر است محمولست كه بر ظاهر آنها گذارند و اظهر آنست كه امر را حمل بر تقيه كنند زيرا كه عامه بر اينند كه مىبايد كرد چون كافور اعضا را بهم مىآورد انسب اينست كه در اينجاها بگذارند تا از اينجا چيزى بيرون نيايد و اين غلط است زيرا كه از چشم و گوش متعارف نيست كه چيزى بيرون آيد پس قياس ايشان به مواضعى ديگر قياس باطل است و مع الفارق زيرا كه علت احكام مخفى است و اللَّه تعالى يعلم. و صدوق جمع كرده است اكثر اخبار را و به آنها همه عمل كرده است و بد نيست و در غير مساجد بلكه در همه قصد قربت كافى است
[چون غاسل فارغ شود از شستن سيم پس سنت است كه دستها را از مرفق تا سر انگشتان بشويد]
(فاذا فرغ الغاسل من الغسلة الثّالثة فليغسل يديه من المرفقين إلى الاصابع)
پس چون غاسل فارغ شود از شستن سيم كه آن آب قراح است پس سنت است كه دستها را از مرفق تا سر انگشتان بشويد و اين مضمون در موثقه عمار وارد شده است از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه و در حديث يونس وارد شده است كه بعد از شستن سدر و كافور هر يك دستها را تا مرفق بشويد.
و در صحيحه يعقوب ابن يقطين از حضرت امام موسى كاظم صلوات اللَّه