لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٣٢ - دو چوب از درخت خرما كه تر باشد و نوشتن شهادتين بر كفن
فرمودند كه بلى.
(يعنى اذا[١] لم توجد الّا بعد حمل الميّت إلى قبره او يحضره من يتّقيه فلا يمكنه وضعهما على ما روى فيجعلها[٢] معه حيث أمكن)
چون اين حديث بحسب ظاهر منافات با احاديث بسيار دارد كه مىبايد جريده را در وقت كفن بگذارند و بنحو خاص بگذارند اين حديث را تأويل مىكند كه مراد حضرت از گذاشتن در قبر وقتى است كه يافت نشود جريده مگر بعد از آن كه ميت را در قبر سپرده باشند يا در وقت كفن كردن كسى در آنجا حاضر باشد كه از او تقيه بايد كردن و ممكن نباشد كه بر آن نحوى كه در روايت واقع شده است بگذارند پس در اين صورت با او مىگذارد بهر نحو كه ممكن باشد.
چنانكه در روايت است كه به آن حضرت صلوات اللَّه عليه عرض نمودند كه فداى تو گردم بسيار است كه جمعى حاضرند كه من از ايشان خوف دارم و ممكن نيست كه جريده را به نحوى كه روايت بما رسيده است بگذاريم حضرت فرمودند كه با او بگذار بهر نحوى كه ممكن باشد پس اگر در قبر بگذارى مجزيست و چون اين حديث وارد شده است تاويل مصنف بد نيست بلكه عين اين خبر است بحسب معنى.
و ممكن است كه مراد از خبر اول اين باشد كه جايز است كه جريده را در حالى كه در قبر باشد به نحوى كه منقولست بگذارد با آن كه ممكنش باشد در بيرون گذاشتن حضرت فرموده باشند كه باكى نيست و اگر چه در وقت كفن بهتر باشد چنانكه از لفظ باكى نيست نيز مفهوم مىشود كه تركش اولى است.
(و كتب على بن بلال إلى ابى الحسن الثالث صلوات اللَّه عليه
[١] ان. خ.
[٢] فجعلهما. خ.