لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٩ - دو چوب از درخت خرما كه تر باشد و نوشتن شهادتين بر كفن
و مرويست كه حق سبحانه و تعالى نخله را از نخاله طينت آدم آفريده است و از اين جهت است كه آن را عمه آدمى مىگويند چون لفظ نخله مؤنث است و اما آن كه مىبايد تر باشد پس بواسطه علتى است كه در احاديث وارد شده است كه تا تر است او را عذاب نمىكنند.
و مرويست بسند قوى از حضرت امام موسى كاظم صلوات اللَّه عليه كه از آن حضرت سؤال نمودند كه شاخ خشك را اگر دو نصف كنند در جريده خوبست كه با او در قبر گذارند حضرت فرمودند كه خشك جايز نيست.
و در حديث موثق كالصحيح از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه مرويست كه مستحب است كه با ميت بوده باشد در قبر او جريده ترى الخبر. اما قدر ذراع و شبر در روايات واقع شده است و قدر عظم ذراع در فقه رضويست كه صدوق از آنجا برداشته است و اكثر علما به آن عمل نمودهاند.
(و يكتب على قميصه و ازاره و حبره و الجريدتين فلان يشهد ان لا اله الّا اللَّه)
و مىنويسند بر پيراهن و سر تا سرى و حبره يمنى و بر جريدتين اسم ميت را كه فلان گواهى مىدهد كه نيست خداوندى بغير از خداوند عالميان.
و در حديث قوى از ابو كهمش مرويست كه گفت من حاضر بودم در مردن اسماعيل بن جعفر صلوات اللَّه عليه، و حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه نشسته بودند پس چون فوت شد اسماعيل حضرت فرمودن تا دهنش را بستند و چشمش را بر هم گذاشتند و چادر شبى بر روى او كشيدند پس فرمودند كه كار سازى او بكنند از غسل و حنوط و غير آن پس چون فارغ شدند از آنها حضرت كفنش را طلبيدند و در گوشه كفن نوشتند كه: اسماعيل يشهد ان لا اله الّا اللَّه.
و آن كه صدوق فرموده است خوبست چون همه كفن است مگر