الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٤٣٦ - رسول خدا
خود ادامه دهد[١].
حاكم در «مستدرك الصحيحين»[٢] به سند خود از «قيس بن ابى حازم» و احمد بن حنبل در «مسند»[٣] و عسقلانى در «فتح البارى»[٤] هيثمى در «مجمع الزوائد»[٥] و ابن حجر در «الإصابة»[٦] و ابن عبد البر در «استيعاب»[٧] و ابن قتيبه در «الإمامة و السياسة»[٨] و شبلنجى در «نور الأبصار»[٩] و ابن سعد در «طبقات»[١٠] و بسيارى ديگر از محدثان و مورّخان، رواياتى در باره قضيه پارس كردن سگهاى «حوئب» بر هودج عايشه، آوردهاند كه در بعضى آمده عايشه گفت:
اى كاش به داغ عزيز چون حارث بن هشام نشسته بودم و اين راه را نيامده بودم، و در بعضى ديگر آمده چون عبد اللَّه بن زبير ديد عايشه مىخواهد برگردد به لشكر صدا زد: النجا النجا: فرار فرار كه على بن ابى طالب رسيد و لذا لشكر مهلت ندادند كه عايشه برگردد.
احمد بن حنبل در مسندش به سند خود از «ابو رافع» روايت كرده كه روزى رسول خدا ٦ به على بن ابى طالب ٧ فرمود:
[١] طبرى، تاريخ، ج ٣، ص ٤٨٥.
[٢] حاكم، مستدرك، ج ٣، ص ١٢٠.
[٣] احمد بن حنبل، ج ٦، ص ٩٧.
[٤] عسقلانى، فتح البارى، ج ١٦، ص ١٦٥- و به گفته وى ابو يعلى و بزاز، حديث را صحيح دانسته و ابن حيان و حاكم حديث را داراى همه شرايط صحت نظر مسلم و بخارى دانستهاند.
[٥] هيثمى، مجمع، ج ٧، ص ٢٤٣.
[٦] ابن حجر، الاصابة، ج ٨، قسم اول، ص ١١١.
[٧] ابن عبد البر، استيعاب، ج ٢، ص ٧٤٥.
[٨] ابن قتيبة، الامامة و السياسة، ص ٥٥.
[٩] شبلنجى، نور الابصار، ص ٨١.
[١٠] ابن سعد، طبقات، ج ٨، ص ٥٦- تاريخ بغداد، ج ٩، ص ١٨٥- طبرى، ج ٣، ص ٥٤٨- ابو نعيم، حلية الاولياء، ج ٢، ص ٤٨.