الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٩٢ - فضائل على (ع) از زبان مأمون عباسى
نبود مگر از جهت شما كه خواستيد او را بر من غلبه دهيد، و چون او را كشتم مثل بندگان متفرق شديد، گاهى تبعه ابن ابو خالد شديد و گاهى تبعه اعرابى و گاهى تبعه نعيم بن حازم و گاهى ديگر تبعه «ابن شكله» شديد و بعد از آن تبعيت نموديد از هر كسى كه بر من شمشير كشيد و اگر نبود كه دأب من مايل به عفو و طبيعتم مايل به تجاوز است، از شما بر روى زمين احدى زنده نمىگذاشتم خون همه شما مباح است.
اما اين كه از من خواستيد با پسرم عباس بيعت كنم: «أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ» واى بر شما عباس نوجوانى است كه هنوز به رشد كافى نرسيده، سردى و گرمى روزگار را نچشيده و در زندگى تجربه كافى نيندوخته تدبير او را زنها مىكنند. و كفيل امر او كنيزان مىشوند، بعد از همه اينها در دين بصيرت ندارد و حلال را از حرام نمىشناسد.
اما آنچه از بيعت على بن موسى ٧ اراده كردهام، با وجود اين كه او شايسته خلافت است رعايت حال شماست و مىخواهم با ادامه محبت ميان ما و ايشان خون شما را حفظ كنم و گرفتاريها را از شما بر طرف سازم و اين راهى است كه در اكرام آل ابى طالب و مواسات با آنان در مال فيء برگزيدهام، اگر گمان كنيد كه من اراده دارم خلافت را به سوى آنها برگردانم، بدانيد كه من بيشتر در فكر شمايم و من عاقبت شما و فرزندانتان را در نظر گرفتهام.
سپس مأمون در ادامه نامه در باره فساد اخلاقى بنى عباس مىنويسد:
«... از شما هر كه هست يا خويشتن را ملعبه قرار مىدهد، يا در عقل و تدبيرش احساس ضعف مىكند، يا خواننده است يا تنبكزن و يا ناىزن به خدا اگر بنى اميهاى كه ديروز كشتيد از قبر بر خيزند و به آنان گفته شود كه هرگز دست از معايب خويش بر نداريد، يقين بدانيد كه از آنچه كه شما راه و رسم و يا هنر و اخلاق خويش قرار دادهايد، فزونى نخواهند گرفت از شما هر كه هست به هنگام بد آوردن، جزع مىكند و به هنگام يافتن چيز خوب آن را از ديگران دريغ مىدارد شما