الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٤٤١ - عايشه و شدت حسدش به خديجه كبرى
گردد؟!! آنگاه از غلام پرسيد كه چه كسى او را به قتل رسانيد، گفتند:
«عبد الرحمن بن ملجم» مرادى از قبيله بنى مراد، فورى گفت:
|
فان يك نائيا فلقد نعاه |
غلام ليس فيه التّراب |
|
يعنى اگر على دور از من است خبر مرگ او را غلامى آورد كه خاك در دهان او مباد.
زينب دختر ام سلمه حاضر بود به او گفت: آيا در باره على ٧ اين چنين گوئى؟! ديد بد شد در جواب گفت: «اذا نسيت فذكّرنى» به خود نبودم از روى سهو و فراموشى اين طور گفتم، اگر باز اين حالت به من دست دهد، مرا ياد آور شويد تا نگويم[١].
و همچنين اگر او پشيمان شده و توبه كرده بود، پس چرا در مقابل جنازه سبط رسول خدا ٦ آن فساد و خيانت را انجام داد و سوار قاطر شد و سر راه بر جنازه سبط اكبر پيغمبر امام حسن ٧ گرفت و با جماعتى از بنى اميه و غلامان آنها سر راه بر جنازه بستند گفتند نمىگذاريم امام حسن ٧ را در كنار قبر جدش دفن نمائيد و اگر وصيت امام حسن نبود باز هم خونهاى زيادى ريخته مىشد.
بنا بر اين مسأله توبه حقيقت نداشته، و تا دم مرگ به دشمنى خود باقى بوده است.
عايشه و شدت حسدش به خديجه كبرى
مىدانيم بهترين زنان پيامبر خديجه كبرى مادر زهرا است.
پيامبر در باره او فرمود:
«خير نساء الجنّة خديجة بنت خويلد»
[٢].
بهترين زنان بهشت خديجه دختر خويلد است.
[١] ابو الفرج، مقاتل، ص ٤٢.
[٢] متقى هندى، ج ١٢، ص ٣٤٤٠٥.