الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٣٧٧ - پاره اى از فضائل فاطمه
كه اينك هر وقت مشتاق بوى بهشت مىشوم، آن بوى را از فاطمه استشمام مىكنم.
در روايت مستدرك كه از «سعيد بن مالك» آمده آن ميوه «به» بوده[١] و در روايت ذخائر العقبى آمده است كه عايشه بر رسول خدا ٦ اعتراض مىكند كه چرا فاطمه را اين قدر مىبوسى؟ در پاسخ او داستان معراج و بوى بهشت را علت مىآورد[٢] و در روايت تاريخ بغداد، رسول خدا بعد از نقل داستان شب معراج به عايشه مى فرمايد:
«و هى حوراء انسيّة كلّما اشتقت الى الجنّة قبّلتها»
[٣].
فاطمه حورائى است به صورت بشر و هر وقت مشتاق بوى بهشت مىشوم آن را از فاطمه استشمام مىكنم.
و در روايت ديگر تاريخ بغداد[٤] و صواعق المحرقة[٥] به طورى كه ابن عباس نقل كرده پيامبر فرمود:
«ابنتى فاطمة حوراء آدميّة لم تحض و لم تطمث و انّما سمّاها فاطمة لأنّ اللَّه فطمها و محبّيها عن النّار»
. دخترم فاطمه، حورائى است آدمى كه هرگز حيض نمىبيند و استحاضه نمىشود و اگر خداوند فاطمهاش ناميده، چون او و دوستان او را از آتش دوزخ بريده (فطم) كرد.
و در روايت ديگر از «محب طبرى» آمده است كه پيامبر فرمود: جبرئيل برايم سيبى از بهشت آورد آن را خوردم و با خديجه آميزش كردم به فاطمه حامله شد و گفت حمل سبكى بر داشتهام و چون تو يا رسول اللَّه بيرون مىروى با من حرف مىزند و چون خديجه خواست وضع حمل كند نزد زنان قريش فرستاد تا به كمكش بيايند،
[١] حاكم، مستدرك، ج ٣، ص ١٥٦.
[٢] محب طبرى، ذخائر العقبى، ص ٣٦.
[٣] خطيب، تاريخ بغداد، ج ٥، ص ٨٧.
[٤] خطيب، تاريخ بغداد، ج ١٢، ص ٣٣١.
[٥] ابن حجر، صواعق، ص ٩٦.