الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٣٥٦ - بشارت پيامبر
«نصر بن على جهضمى» به روايت علماى چهار مذهب اهل تسنن، احوال چهار نفر مذكور و اسامى آنها را و اين كه هر چهار نفر از وكلاى مهدى (عج) بودهاند، ذكر نموده است بعد از غيبت صغرى نيز بسيارى از شيعيان و غير آنها آن حضرت را ملاقات كرده و از معجزات و كراماتى كه به دست آن حضرت به وقوع پيوسته فهميدهاند كه او همان مهدى موعود است.
پس اگر امروز از نظر نوع شيعيان و دوستانش غائب است منافات ندارد كه عدهاى از آنها حضرتش را زيارت كنند و از گفتار و كردارش بهرهمند شوند و در عين حال از مردم پوشيده دارند، چنان كه اين معنى در باره برخى از پيامبران و اوصيا و اولياء حق، جريان داشته كه مصالح دينى ايجاب مىنمود كه آنها مدتى غائب گردند.
كسانى كه وجود مهدى موعود را از راه استبعاد طول عمر شريف آن حضرت انكار مىكنند افرادى هستند كه جاهل به قدرت الهى و اخبار پيامبر و اهل بيت عصمت مىباشند و گر نه چگونه مىشود آن را انكار كرد با اين كه طول عمر عدهاى از پيغمبران و غير آنها كه همه از معمّرين بودند در روايات متواتر به ما رسيده است وقتى خضر ٧ با سالها عمر نه پيغمبر و نه حافظ دينى است و نه بودنش در بقاء تكليف لطف است و فقط بنده صالح پروردگار مىباشد تاكنون زنده است، چگونه طول عمر مهدى ٧ را كه حافظ دين جدش مىباشد و بقاء تكليف به وجود اوست مىتوان بعيد شمرد؟ علاوه بر اين كه نفعى كه در حال غيبت و ايام ظهور امام زمان ٧ عائد مردم مىشود، بيشتر از نفعى است كه مردم از وجود خضر مىبرند.
به اضافه كسى كه مطابق صريح قرآن مجيد معتقد به داستان اصحاب كهف است كه سيصد و نه سال خوابيدند با اين وصف بدون اين كه آب و نان داشته باشند زنده ماندند و تا زمان پيامبر ٦ نيز باقى بودند، چنان كه ثعلبى روايت كرده كه حضرت عدهاى از اصحاب را فرستادند تا به آنها سلام كنند، چه طور طول عمر مهدى ٧ را مستبعد مىداند؟!!