الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٣٢٠ - انعكاس غدير در تاريخ اسلام
دستور دادى حج كنيم، پذيرفتيم به اين مقدار راضى نشدى تا اين كه بازوان پسر عمويت را گرفته بلند كردى تا او را بر ما برترى دهى؟ و گفتى:
«من كنت مولاه فعلى مولاه»
كه هر كه من مولاى او بودم، على مولاى اوست؟ آيا اين سخن را از خودت گفتى يا از خداى عز و جل؟ رسول خدا ٦ فرمود:
«و الّذين نفسى بيده و لا اله الّا هو انّه من امر اللَّه».
به آن خدائى كه جز او معبودى نيست اين مطلب جز از ناحيه خدا نبود پس حارث پشت كرد كه برگردد گفت: بار الها اگر اين كه محمد ٦ مىگويد حق است، از آسمان سنگى بر ما بباران و يا عذابى دردناك بر ما بفرست، هنوز به ناقه خود نرسيده بود كه خداوند سنگى از آسمان به سرش زد كه از ما تحت او خارج شد و درجا بمرد و بلافاصله اين آيه نازل شد:
سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ لِلْكافِرينَ لَيْسَ لَهُ دافِعٌ مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعارِجِ.
(سائلى از خدا عذابى واقع شدند خواست عذابى كه كسى نيست كفار را از آن حفظ كند، عذابى از ناحيه خداى داراى معارج)[١].
شبلنجى در «نور الأبصار» اين روايت را از تفسير ثعلبى نقل كرده است[٢].
مناوى نيز اين حديث را در «فيض القدير» آورده ولى در نقل او، سفيان نامى از جعفر بن محمد ٧ نبرده است[٣].
انعكاس غدير در تاريخ اسلام
علما و دانشمندان اسلامى از روز نخست، تا به امروز به صحت و اعتبار حديث غدير خم تصريح كردهاند و ما هيچ حديث نبوى نمىشناسيم كه مانند اين
[١] حسكانى، شواهد التنزيل، ج ٢، ص ٢٨٦.
[٢] شبلنجى، نور الأبصار، ص ٧١.
[٣] مناوى، فيض القدير، ج ٦، ص ٢١٧.