الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٢٥١ - پيشگوئى پيامبر
به ميان كشتگان خوارج آمد، او را ديد كه پشت و رو افتاده، امام تكبير گفت و فرمود: صدق رسول اللَّه ٦ رسول خدا درست رسانيد.
از ميان اصحاب، «عبيدة سلمانى» برخاست و پرسيد: يا امير المؤمنين تو را به آن خدائى كه جز او معبودى نيست، اين را از رسول خدا شنيدى؟ فرمود: آرى به آن خدائى كه جز او معبودى نيست، سلمانى دوباره و سه باره قسمش داد و آن حضرت سوگند ياد كرد كه عين اين پيشگوئى را از رسول خدا شنيده است[١].
اين روايت را ابو داود نيز در صحيح خود و احمد بن حنبل در مسندش[٢] و بيهقى در سنن خود[٣] و ساير ائمّه حديث آوردهاند.
خطيب بغدادى به سند خود از «نبيط بن شريط اشجعى» روايت كرده كه گفت: بعد از پايان جنگ نهروان، ابو قتاده انصارى با شصت يا هفتاد نفر جدا از لشكر از بيراهه برگشتند و نخست به سراغ عايشه رفتند و جريان نهروان را به تفصيل به عايشه گفتند. عايشه چون اين جريان را بشنيد گفت: هر چند من با على ميانهاى ندارم اما چرا حق مطلب را نگويم، من از رسول خدا شنيدم كه مىفرمود:
«تفترق امّتى على فرقتين تمرق بينهما فرقة محلّقون رؤسهم محفون شواربهم أزرهم الى إنصاف سوقهم يقرءون القرآن لا يتجاوز تراقيهم يقتلهم احبّهم الىّ و احبّهم الى اللَّه تعالى»
. (امت من به دو فرقه متفرق مىشوند: فرقهاى سرهايشان را مىتراشند و شاربهايشان را ول مىكنند و لنگها، تا نيمه ساق دارند، قرآن مىخوانند ولى از گلويشان تجاوز نمىكند محبوبترين خلق خدا نزد من و نزد خدا آنان را مىكشد، گفتم: يا ام المؤمنين فانت تعلمين هذا، فلم كان الذى منك قالت: يا ابا قتاده و كان امر اللَّه قدرا مقدورا».
[١] ذهبى، ميزان الاعتدال، ج ٢، ص ٢٦٣- احمد بن حنبل، مسند، ج ١، ص ٧٨.
[٢] احمد بن حنبل، مسند، ج ١، ص ٩١.
[٣] بيهقى، سنن، ج ٨، ص ١٧٠.