الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٢٤٩ - پيشگوئى پيامبر
ابو سعيد قسم مىخورد كه من اين حديث را از رسول خدا ٦ شنيدم و بودم كه على بن ابى طالب ٧ با خوارج جنگ كرد و همه را شكست داد، بعد دستور داد كشته آن مرد (ذو الثديه) را آوردند، ديديم چيزى شبيه پستان زنان بر دوش اوست و اين مضمون روايتى است كه حميدى آن را نقل كرده است[١].
قسمت اول اين روايت را كه «خوارزمى» و «حميدى» نقل نكردهاند به روايت ديگران چنين است:
بخارى در كتاب «بدء الخلق» باب علامات نبوت در اسلام، به سند خود از ابو سعيد خدرى روايت كرده كه گفت: روزى نزد رسول خدا ٦ بوديم و آن حضرت مشغول تقسيم بيت المال بود كه «ذو الخويصره» مردى از بنى تميم پيش آمد و گفت: يا رسول اللَّه عدالت كن. حضرت فرمود: واى بر تو اگر من عدالت نكنم، چه كسى مىكند؟! اگر عدالت نكنم نااميد و زيانكار خواهم بود. عمر بن خطاب گفت: يا رسول اللَّه اجازه بده گردنش را بزنم، حضرت فرمود: ولش كن، براى اين كه او رفقائى پيدا مىكند كه نماز و روزه شما در مقابل نماز و روزه آنان ناچيز است، قرآن مىخوانند ولى از گلويشان تجاوز نمىكند دين خدا را آن چنان پاره پاره مىكنند كه تير هدف خود را، تا آنجا كه فرمود: مردى سياه چهره- به سرپرستى آنان- مىآيد كه در يكى از شانههايش چيزى شبيه پستان زن است و بر بهترين فرقههاى مردم خروج مىكنند.
اين روايات را «نسائى» در خصائص خود[٢] و مسلم در كتاب صحيحاش كتاب زكاة، و حاكم در مستدرك الصحيحين[٣] و ابن اثير جزرى در «اسد الغابة»[٤] در ترجمه «ذو الخويصره» از ابو سعيد خدرى و ابن جرير طبرى در تفسيرش[٥]
[١] سيد بن طاوس، طرائف، ص ١٠٥.
[٢] نسائى، خصايص، ص ٤٤- ٤٣.
[٣] حاكم، مستدرك الصحيحين، ج ٢، ص ١٤٥، ١٤٧، ١٤٨، ١٥٤.
[٤] ابن اثير، اسد الغابة، ج ٢، ص ١٤٠.
[٥] ابن جرير طبرى، ج ١٠، ص ١٠٩.