الطرائف ت داود إلهامی - سید بن طاووس - الصفحة ٢٤٧ - مأموريت على (ع) به قتال ناكثين، قاسطين و مارقين
در جنگ نهروان از على ٧ شنيدم كه مىفرمود: رسول خدا ٦ مرا مأمور كرد تا با ناكثين و قاسطين و مارقين بجنگيم[١].
ابن اثير در «اسد الغابة» به سند خود از «مخنف بن سليم» روايت كرده كه گفت: نزد ابو ايوب انصارى شديم و به او گفتيم تو يك روز با اين شمشيرت در ركاب رسول خدا ٦ با مشركين جنگيدى امروز با همين شمشير با مسلمانان جنگ مىكنى؟ گفت: رسول خدا مرا امر فرمود به كشتن ناكثين و قاسطين و مارقين[٢].
اين روايت را متقى نيز در «كنز العمال» آورده و در آخرش آمده كه گفت: من با ناكثان و قاسطان جنگيدم و ان شاء اللَّه به زودى با مارقين نيز خواهم جنگيد[٣].
متقى هندى در «كنز العمال» از «على بن ربيعة» روايت كرده كه گفت: از على ٧ در حالى كه در منبر بود شنيدم كه در پاسخ كسى كه گفت: يا امير المؤمنين چرا اين قدر خونهاى مردم را مىريزى و با آنان معامله شتر خود مىكنى، آيا دستور از رسول خدا ٦ دارى يا به نظر شخصى خود عمل مىكنى؟
فرمود: به خدا سوگند نه دروغ مىگويم و نه به من دروغ گفتهاند، نه خود گمراهم و نه مرا گمراه كردهاند، بلكه عهدى است از رسول خدا كه به من سپرده و زيانكار است كسى كه افتراء ببندد، عهدى بود كه رسول خدا كه به من سپرد كه بايد بعد از آن حضرت با ناكثين و مارقين و قاسطين بجنگم[٤].
ابن عبد البرّ قرطبى با سند خود از ابو ليلى روايت كرده كه گفت شنيدم رسول خدا ٦ فرمود:
«ستكون بعدى فتنة فاذا كان ذلك فالزموا على بن ابى طالب».
به زودى پس از من فتنهاى بر پا خواهد شد پس هر گاه چنين گشت به على بن ابى طالب تمسك جوئيد[٥].
[١] خطيب، تاريخ بغداد، ج ٨، ص ٣٤٠.
[٢] ابن اثير، اسد الغابة، ج ٤، ص ٣٣.
[٣] متقى، كنز العمال، ج ٤، ص ٨٨.
[٤] متقى، كنز العمال، ج ٦، ص ٨٢.
[٥] قرطبى، الاستيعاب، ج ٢، ص ٦٥٧( ذيل اصابة).