یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٦٩ - تعلیم و تربیت اسلامی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ١٦٩
جواب اسلام به این پرسش این است که علم برای علم، در غیرمعارف، غلط است؛ علم برای ثمر و نتیجه. پس علم لایضرّ و لاینفع، مانند علم به جزئیات زندگی فلان شاعر که در ارزش اشعارش تردید است یا جزئیات زندگی فلان پادشاه در هزار سال پیش یا تحقیق درباره ازدواج فرزندان آدم، نام سگ اصحاب کهف، اسم مادر موسی و امثال اینها لازم نیست، احیاناً جایز نیست. دع علم ما لایعنیک الی ما یعنیک. العلم کثیر والعمر قصیر، فخدوا من کل علم ظروفه ظ و دعوا فضوله. و اگر علمی باشد که صرفاً به انسان قدرت بر کار حرام و مضر میبخشد مانند علم انواع مشروب سازی، هروئین سازی، امثال اینها حرام است. همچنین است علومی که نام علم دارند و واقعاً علم نیستند مانند تعلم سحر و نیرنجات و طلسمات و غیرها.
پس علم ممنوع در اسلام یا علم نیست و نام علم دارد، و یا مضر و زیانبار است یعنی علم به یک امر زیانبار است که آموختنش یک گام به سوی حرام است و به اصطلاح مقدمه حرام است، و یا علمی است که لایضرّ و لاینفع است، «لایضرّ من جهله و لاینفع من علمه» است.
اما پرورش. در اینجا مقدمتاً چند مطلب باید گفته شود:
الف. ما درباره اشیاء طبیعی مانند پشم، پنبه، گندم، برنج، نفت، گوشت و هزاران چیز دیگر توجه داریم و میدانیم که اینها به اصطلاح «مواد خام» اند. باید اینها به نحوی ساخته بشوند و روی اینها کار بشود تا به صورت «مواد قابل استفاده» درآیند؛ پشم و پنبه به صورت قالی و فرش و یا به صورت پارچه درآید، گندم به صورت آرد و سپس به صورت نان درآید، برنج جوشانده و سپس دم بشود، نفت تصفیه و تجزیه بشود تا به صورت هزاران جنس قابل استفاده درآید، والّا همه پشمها و پنبههای عالم را اگر جمع کنند نه فرش میشود و نه لباس. گندم و برنج را همین طوری نمیتوان جوید. نفت خام را