یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨١ - جاه طلبی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ٢٨١
جاه طلبی
١. طلب جاه و مقام صرفاً به معنی میل غریزی و طبیعی که در عموم است به اینکه انسان مقام اجتماعی عالی داشته باشد بد نیست، بلکه مقتضای کرامت نفس این است که انسان میل به عزت و سربلندی و احترام داشته باشد. آنچه بد است حالت حرص و شیفتگی و پرستش جاه و مقام است که اشخاصی به انواع پستیها و رذالتها تن میدهند به خاطر مقام، فقط مقام میخواهند به هر نحوی و به هر شرطی و به هر وسیلهای باشد و مستلزم هر چیزی باشد، اصولی محکم و متبع ندارند که به خاطر آنها از جاه و مقام بگذرند، به خاطر جاه پیش کسانی که جاه در دست آنها هست همه جور تملق و کرنش میکنند، آلت اجرای منویات سوء آنها میشوند، مثل همه اعانت کنندگان ظلمه. احیاناً کسانی پیدا میشوند که به خاطر اصول و رعایت حدود انسانی و اخلاقی از جاه و مقام که به آنها پیشنهاد میشود صرف نظر میکنند. در سرمقاله کیهان ٢٠/ ١/ ٤١ اشاره کرده بود که به شکری القوتلی و ناظم القدسی در سوریا از طرف نظامیان کودتاکننده پیشنهاد ریاست جمهور شد و نپذیرفتند. آنگاه نوشته بود درِ مجلس سنا را بستند و سناتورهای ما به اندازه مرغانی که لانهشان را خراب کنند قات قات نکردند. نوشته بود که سیدیعقوب انوار میگفت: من وکالت میخواهم به هر نحو باشد، ملت بدهد یا دولت، روس بدهد یا انگلیس، به هر طریقی باشد. نوشته بود که به من گفتند:
رؤسای فلان بنگاه به خاطر اهانتی که به آنها شده استعفا دادند و من گفتم: اگر پالان رویشان بگذارند و اگر به در ماتحتشان شلاق بزنند استعفا نخواهند داد، من جنس ایرانی را میشناسم که چه اندازه عاشق جاه و مقام است.
آنچه اخلاقیون ما در ترک جاه گفتهاند مفهوم تصوف دارد، یعنی بالذات انسان این میل را در خود محو کند. آنچه از اسلام فهمیده میشود باارزشتر بودن اصول و مبانی اخلاقی است که حب جاه، آدمی را وادار به پستیها و دنائتها و اعانت ظلمها و تملقها