یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٧ - یادداشت تزکیه نفس
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ١٢٧
میشود و یا در اثر تبعیت از او دیوانه میگردد، و البته به نفس در این حالت که قطعاً وضع غیرعادی دارد واقعاً باید بدبین بود چون در این وقت فقط عامل شر است و از او جز شر برنمی خیزد.
مخصوصاً این نوع بدبینی از آن جهت است که در نفس در اثر پیدایش عقدهها و یا در اثر خودخواهی ذاتی و طبیعی (عامل الف) حقایق گاهی قلب میگردد. نمود غیر از بود است. حالات روانی در حالی ظهور میکنند که ماسک مخصوص به چهره میزنند و ماهیت خود را مخفی نگه میدارند. (رجوع شود به روانکاوی خواجه نوری) شیخ انصاری میگوید: انسان گاهی گریه میکند و خود میپندارد که برای خدا میگرید و حال آنکه برای دنیا گریه میکند.
این جهات، یعنی خودخواهی طبیعی و حب به ذات که منشأ حب به آثار ذات است، دیگر فقدان هدایت غریزی نفس و جهالت ذاتی او و نیازمندی به هدایت تشریعی و تربیتی، دیگر نفاق با خود که ظهور غیر از بطون است، سبب میشود که انسان واقعاً به نوعی بدبینی به نفس خود نگه کند، او را مانند نوکر یا کلفت یا خدمتکار نامطمئنی فرض کند که اندک غفلت سبب میشود که دزدی یا هیزی یا خیانت کند. مسأله مشارطه و مراقبه و محاسبه و معاقبه ناشی از اصل بدبینی است.
گفتیم که یکی از حالات نفس که منشأ بدبینی به اوست نفاق و دورویی با خود است. در اینجا مثلی معروف است و آن اینکه: فلانی آب نمیبیند و اگرنه شناگر ماهری است. نفس انسان در وقتی که دسترسی و قدرت و امکان ندارد، نوعی تظاهرات دارد که خود انسان درباره خودش به اشتباه میافتد ولی بعد که آب دید و امکاناتش به دست آمد، خود را طوری نشان میدهد که قبلًا هیچ تصور نمیرفت.
چه خوب میگوید مولوی: