یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٧ - جهاد اسلامی و آزادی عقیده
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ٣١٧
حقیقت را بپذیرد ولی آیا با به حال خود گذاردن، این رشد بهتر میسر میشود و یا با قدری [] کردن؟
٢١. نظریه ما این است که اگر فکری و ایدئولوژیای بر صلاح انسانیت بود فی حدذاته در مقام ثبوت باید تا حدی که ممکن است و به هر وسیله که ممکن است در مستقر کردن او کوشید و اینکه در اسلام اکراه در دین نیست و یا باید اصول دین را با تحقیق انتخاب کرد نه از آن جهت است که به آزادی نباید لطمهای وارد شود، بل از آن جهت که ایمان حقیقتی است غیرقابل اجبار.
٢٢. اینکه فردی از بشر حق ندارد آنچه را خود حق میداند بر دیگران تحمیل کند، از آن جهت است که افراد جایزالخطا هستند، برخلاف آنچه از طریق وحی رسیده است. علیهذا از نظر خود منطق وحی مسأله اجبار قابل ایراد نیست. ایراد در این است که آیا وحی است یا نه؟
٢٣. چند مسأله دیگر:
الف. ارتداد و تغییر عقیده که اسلام آن را نمیپذیرد ب. کتب ضلال ج. تسامح اسلام در مورد تفتیش عقاید، برخلاف مسیحیت د. آزادی بیان و آنچه در دل است- و ان احد من المشرکین ...
ه. آزادی تبلیغ یک عقیده خلاف و. آزادی در انجام مراسم دینی (فرق اهل کتاب با غیر اهل کتاب در این جهت).
تعریفهای آزادی:
٢٤. آزادی را دو نوع تعریف میکنند ولی توجه ندارند که نتیجه آندو با هم متفاوت است. گاهی میگویند: آزادی نبودن مانع است برای جلوگیری از جنبش (هیوم: به نقل کتاب آزادی و حیثیت انسانی، ص ٩٣) و گاهی میگویند: آزادی قوّه حاکمهای غیر از قانون طبیعت و قانون موضوعه از طرف خود شخص است. اما گاهی میگویند: