یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٣ - تعلیم و تربیت اسلامی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ١٧٣
جامعههای کمونیستی اصل «ساختن انسان آنچنان که بتواند مرام و مسلک و رژیم را حفظ کند نه آنچنان که سرشتش اقتضا میکند» شدیدتر از سایر جامعهها حکمفرماست، آزادی کمتر است. چه حقی پامال شدهتر از اینکه انسان مجبور باشد آنچنان فکر کند که دولت- و به قول آنها جامعه- به او تحمیل کرده است، آنچنان ذوق و احساس داشته باشد که به او دادهاند نه خود برحسب سرشت داشته است و نه خود انتخاب کرده است.
ازخودبیگانگی:
اینجاست که معنی از خودبیگانگی که خود غربیها طرح کردهاند به اشدّ وجوه در تربیتهای آنها حکمفرماست، یعنی از فرد چیزی میسازند که نه طبیعت و سرشت و نظام هدفدار رهبری شده عالم و به عبارت دیگر فطرت آن را خواسته است و نه چیزی که خود فرد آزادانه آن را انتخاب کرده است. موجودی میسازند کور و کر از غیر آنچه در پس آینه طوطی صفت به او تلقین کردهاند.
تربیت حقیقی عبارت است از فراهم آوردن موجبات تجلّی شخصیت انسان [١] و به فعلیت رسیدن استعدادهای درونی و نهانی انسان، و این با یک تحمیل جبری صورت نمیگیرد بلکه با خدمتکار طبیعت شدن و با نرمش و بدون جبر و تحمیل ولی تحت مراقبت عالمانه و مهربانانه موجبات تولد شخصیت واقعی انسان را فراهم آوردن، عملی میشود.
میگویند: سقراط میگفت که من مانند مادرم مامایی میکنم اما مامایی روحی. و البته نظر سقراط به آموزشِ فقط بود، مدعی بود که تعلیم باید به شکلی باشد که ذهن متعلم خود زاینده فکر اصلی باشد.
ولی این اصل در مورد تربیت هم [باید] رعایت شود.
اصل «خود را بشناس» در تربیت:
از این رو در تربیت، شناخت انسان، استعدادهای انسان، شناخت دقایق ذهن و عواطف و مشاعر انسان و حتی ریشه ماوراء الطبیعی وجود انسان لازم و ضروری است. اینجاست که
[١] مهمترین و مشکلترین مسأله، شناخت و پیدا کردن شخصیت واقعی انسان است.