یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٠
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ٤٥٠
در کعبه صدق جز صفا چیزی نیست- ٢ ١٥٨ در گوش دلم گفت فلک پنهانی خیام ٢ ٣٤٠ در مرد چو بد نگه کنی زن بینی سعدی ٢ ٢٢ دزدی اندر نیمه شب ناگه درآمد در سرای- ١ ١٠٧ دشمن به دشمن آن نپسندد که بیخردسعدی ٤ ١٢٦ دل به دام تو رفت و نامد بازادیب نیشابوری ٨ ٢٩ راه از این و آن نباید جست سنایی ٢ ٣٠٩ روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کردحافظ ١ ٢٢ رهاییت باید رها کن جهان راناصرخسرو ٢ ٣٤٣ زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت حافظ- ٤٢٥ ساقی به نور باده برافروز جام ماحافظ ٤ ٢٢ سختگیری و تعصب خامی است مولوی ١ ٦٥ سعیم این است که در آتش اندیشه چو عودسعدی ١ ٢٦ شبان وادی ایمن گهی رسد به مراد- ١ ١٣١ صاحبدلی به مدرسه آمدسعدی- ٣٤٤ صبا به لطف بگو آن غزال رعنا راحافظ ١ ٧٥ طعمه هر مرغکی انجیر نیست مولوی- ٣٠١ عاشقم بر قهر و بر لطفش به جدمولوی- ٢٤ عاقبت گرگ زاده گرگ شودسعدی ١ ٩٣ غازیان طفل خویش را پیوست- ٢ ٩٦ غلام همّت آنم که زیر چرخ کبودحافظ ١ ١٥٢ فارغی از قدر جوانی که چیست- ٢ ٤١ قطع این مرحله بیهمرهی خضر مکن حافظ- ١٣١ قفس بشکن چو طاووسان یکی برپر بر این بالاسنایی- ٢٤ قول مطبوع از درون سوزناک آید که عودسعدی ١ ٢٥ کفر کافر را و دین دیندار راعطار ١ ٣٠٩ گر آمدنم به خود بُدی نامدمی خیام ٢ ٣٤٠ گر بر فلکم دست بُدی چون یزدان خیام ٢ ٣٣٩، ٤٢٧ گر بر فلکم دست بُدی چون یزدان خیام- ٣٦١ گر به مغزم زنی وگر دنبم- ١ ٢٤٣ گر در طلب گوهر کانی کانی- ٢ ١١٦ گر کار فلک به عدل سنجیده بُدی خیام ٢ ٣٤٠ گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع حافظ ١ ١٥٥