یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٠٣ - جهان بینی اسلامی - جامعه
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ٤٠٣
برای شناختن قوانین حاکم بر مرکب کافی نیست، برخلاف «مخلوط» که از خود قانون و خاصیت و اثر و جریانی جداگانه از اجزاء و مواد ندارد. قبول علمی به نام «جامعه شناسی» از طرف امثال ابن خلدون بالالتزام دلالت میکند بر قبول وجود حقیقی جامعه، و قبول وجود حقیقی جامعه آنچنان که قرآن بیان فرموده است مستلزم قبول سنن خاص حاکم بر جامعه است. قرآن بعلاوه تصریح هم کرده است به سنن خاص اجتماعی در باب سعادتها و شقاوتها و هدایتها و ضلالتها و عزتها و ذلتها که مورد نظر قرآن است.
پس دو مطلب است: یکی اینکه آیا جامعه یک واحد واقعی است و طبعاً سرنوشت واحدی خواهد داشت؟ مطلب دیگر اینکه آیا سرنوشت جامعه یک قانون قطعی ولایتغیر است؟
پس در دو جهت باید بحث شود: یکی وحدت و کثرت جامعه، و دیگر لایتغیربودن سنن. درباره مسأله اول بحث شد. اکنون نوبت بحث در مسأله دوم است.
در مقاله «وحی و نبوت» جلد دوم خاتم پیامبران، آقای [محمدتقی] شریعتی بحث نارسایی کرده است. ایشان مدعی است:
الف. نظامات آفرینش یا قوانین طبیعی یک سلسله قوانین مجعوله و موضوعه الهی است، خود واضع هر وقت بخواهد آن را نقض میکند و معنی «ان اللَّه یفعل ما یشاء»و «یحکم ما یرید» و لازمه «ان اللَّه علی کل شئ قدیر» همین است و یهود منکر این اصل بودند و قرآن در رد آنها میگوید: «و قالت الیهود یداللَّه مغلولة غلت ایدیهم و لعنوا بما قالوا». از جان آدولف بوهلر نقل میکنند که «قوانین طبیعی را خدا وضع میکند نه اینکه خود به خود جبراً به وجود آمده باشند» و میگویند معجزه یعنی اینکه قادر متعالی که قوانین طبیعی را وضع کرده به مقتضای حکمت بالغهاش و تشخیص مصلحت خلق میتواند آنها را تغییر دهد. یکی از آنها برای تصدیق یعنی معجزه است.
ب. مثالهایی ذکر میکنند در طبیعت به عنوان نقض قوانین طبیعی و همه را از کتاب اثبات وجود خدا نقل میکنند: از قبیل به حال مایع