یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٦ - نسل جوان یا نسل جدید
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ٣٠٦
فکری است [١]. مینویسد:
«از اینجا جدایی آغاز شد و هر یک از دو گروه اجتماعی در راه خود جریتر و سمجتر گردید. واقعیت این بود که ماهیت تعلیم و تربیت قدیم در مرز دنیای نو، فروافتاده و درمانده بود اما نسل پیر ساده دل به آن التفات نداشت، درها را بسته بود و پنجرهها را گرفته بود و به صدای بلند میخواند: «آوردهاند که در روزگار انوشیروان عادل ...» [٢]. در این میان سوداگران نوآور، چه در زمینه سیاست و چه در تجارت، بُل گرفتند و دست اندرکار شدند و از آن همه نیروی مستعد و تشنه آدمهایی ساختند که سینه به گلوله میدادند بدون آنکه بدانند برای چه و برای که ... آدمهایی ساختند که به انتقام آن همه «ضَرَبَ زیدٌ» و مسمّط و فرائدالادب خواندن، به سرگذشت شهین و مهین هجوم بردند ... ما وارث چنین میراثی بودیم و چگونه میتوانستیم انتظار داشته باشیم که نسل جوان جز این بار بیاید؟ اگر این نسل معنویتی ندارد، اگر به هیچ چیز پابند نیست، اگر ارزشها را بازنمی شناسد و اگر با دانش و بینش اصیل مسلّح نشده و با همه شوقش با زندگی امروز غریبه و بیگانه مانده است، به این دلیل است که سلاح مطلوب را در اختیارش نگذاشتهاند و نادانسته او را به این راه کشاندهاند ...»
مسأله سوء استفاده سوداگران نوآور (به قول مقاله بالا) از نظر
[١] و یا میل به مستقل زندگی کردن و از حضانت پدر و مادر خارج شدن. آن عطف و رحمت اولیه ندای طبیعت است و این احساس غرور و شخصیت نیز ندای طبیعت است.[٢] نظیر این است کلام فلاماریون در کتاب خدا در طبیعت که ما در مقدمه جلد اول اصول فلسفه نقل کردهایم. به هر حال روحانیین ما هم سرگرم حل شبهه ابن قبه و جمع بین حکم ظاهری و حکم واقعی و مسائل اجتماع امر و نهی و امثال اینهاست و با اینها میخواهد جامعه جدید را حفظ کند.