یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٨ - تزکیه نفس، انسان سالم
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ١١٨
الیک عنی یا دنیا، فحبلک علی غاربک، قد انسللت من مخالبک و افلتّ من حبائلک ... فواللَّه لا اذل لک فتستذلینی و لا اسلس لک فتقودینی.
اینها صریح است به اینکه در قید دنیا بودن، استقلال در شخصیت آدمی را میکوبد.
علی که غیرخدا هرچه باشد آن را شایسته اسارت خود در بند او نمیداند حتی بهشت و جهنم را [١]، لهذا خدا را نه برای طمع در بهشت و ترس از جهنم عبادت میکند بلکه به خاطر شایستگی او. در عبادت علی طمع و ترس حکومت ندارد، فقط عشق حکومت دارد، آنهم عشق به کمال مطلق و جمال مطلق.
در فلسفههای اجتماعی امروز نیز روی بازیافتن شخصیت خود از طریق آزادی از قید هر چیزی و عصیان علیه هر حکومتی (ظاهری و معنوی) تکیه شده است، همچنان که در عرفان خودمان نیز. از نظر برخی مکتبهای به اصطلاح اومانیستی، شخصیت انسان مساوی است با آزادی و آزادی مساوی است با نفی تسلط هر چیز که مساوی است با عصیان در مقابل همه چیز. ولی از نظر اسلام، وابستگی به هر چیز و پرستش هر چیز و محوشدن در هر چیز یک بیماری است و یا یک آسیب دیدگی و آفت زدگی است جز پرستش خدا و فنای در او شدن که سلامت است و کمال، چرا؟
در مکتب اگزیستانسیالیسم عصیان در مقابل همه چیز تجویز میشود و بلکه به عقیده آنها عصیان مساوی است با هستی انسان بماهو انسان. من عصیان میکنم پس هستم. انسان به هر درجه که عصیان میکند هست و به هر درجه که تسلیم است و انقیاد است، نیست و معدوم است. دکارت گفت که من میاندیشم پس هستم.
[١] و لهذا عبادتی که برای بهشت و جهنم نباشد و برای شکر باشد، عبادة الاحرار مینامد. (حکمت ٢٣٧)