یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٦٥ - یادداشت جهان بینی اسلامی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ٣٦٥
در ورقههای «نیاز بشر به دین- خدا و عدالت» گفتیم که کشف تازه پیامبران درباره عدالت این است که عدالت بشری را به عنوان جزئی از عدالت کل جهانی- ولی به صورت وظیفه و تکلیف موجودی که خلیفة اللَّه است- شناساندند. آنها نگفتند جهان کور و کر است و هرچه هست جور و ستم و تنازع بقاست و تعاون بقا محصول تنازع بقاست.
نظام احسن:
و از ویلیام جیمز [١] نقل کردیم که اساس در مذهب و اخلاق این است که ما چگونه خلقت و جهان هستی را تلقی کنیم. آیا این هستی را و کائنات را با سختی و رنج تلقی کرده، پارهای از آن را قبول داشته و قسمتی از آن را قبول نداریم یا آنکه برعکس آن را با آغوش باز و دلی آکنده از عشق و محبت استقبال نماییم؟ اخلاق محض (مجرد از مذهب) قوانین کل جهان را که حاکم بر جهان میداند از روی علم و اطلاع اطاعت میکند، اما این اطاعت با یک سنگینی و ملالت همراه است که در قلب خود هیچ گونه حرارت و شوقی ندارد و هیچ وقت احساس اینکه این قوانین مانند یوغی است به گردن او از او جدا نمیشود. اما در مذهب برعکس، آن اطاعت سرد و غمانگیز جای خود را به استقبال و پذیرش گرم که همه چیز زندگی را پر از لطف و شوق و صمیمیت و نشاط میسازد وامی گذارد. جان جانان جهان که فیلسوف رواقی خود را به آن تسلیم میکند احترام و تعظیم را متوقع است، اما خدای مسیحی عشق و محبت را طالب میباشد.
اینجاست که میبینیم این دو دسته در دو محیط مختلف از عواطف و احساسات واقعند که در مقابل یکدیگر یکی به سردی قطب و دیگری به گرمی حرارت خط استواست، گو اینکه نتیجهای که هر یک از آنها به دست میآورند (یعنی تسلیم محض و بدون چون و چرا) یکی باشد [٢] ١٩. راجع به پراگماتیسم که قبلًا اشاره شد، رجوع شود به جلد
[١] سخن ویلیام جیمز راجع به محبت و احسان است نه راجع به عدالت.[٢] ر. ک: شماره ٢٠ و ٢٣