یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٣٧ - جهان بینی و خوشبینی و بدبینی نسبت به آن
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ٣٣٧
ناپایدار و متزلزل اجتماعی و اقتصادی یک نیاز فطری بشر است. این گرایش یک نوع گرایش ضد مادیگری است (که به اصطلاح حتی ایدئولوژی را هم میخواهد علم باشد) به صورت ناآگاهانه و بر ضد شعارهای ظاهری امثال لنین (که خود عملًا بر ضد آن بودند).»
از اینجا معلوم میشود که انتقاد امثال انور خامهای که چرا مارکسیسم با اینکه متکی به علم است به جزم گراییده و تناقضی میان مارکسیسم به مثابه علم و مارکسیسم به مثابه مسلک است، از یک نظر صحیح نیست. اساساً لازمه مسلک بودن جزمی بودن است و انسان بالفطره به مسلکی جزمی نیازمند است.
جهان بینی و خوشبینی و بدبینی نسبت به آن
همان طوری که در ورقههای «دنیا از نظر دین» گفتهایم، منطق خاصی که الآن نسبت به دنیا در میان ما رایج است بیش از آنکه به اسلام مبتنی باشد معلول دو چیز است: یکی شیوع فلسفههای بدبینانه یونانی و هندی و ایرانی، و دیگر حوادث ناگوار تاریخی از مصیبتها و خونریزیها. سومی هم دارد که در سخنرانی ٢٢ رمضان ٨١ گفتهایم و آن عبارت است از فقدان عدالت اجتماعی. برخی از شعرا این افکار بدبینانه را رواج دادهاند و طبع روزگار را بر بدی و کجی دانستهاند، نیستی [را] بر هستی ترجیح دادهاند. ابوالعلاء معرّی دستور داد بر لوح قبرش بنویسند: «هذا جنا علیه ابوه و لم یجن هو علی احد» [١]. کلبیون در یونان و مانویها در ایران و بوداییان هندی این طرز تفکر را داشتهاند، روحیهشان روحیه شکایت بوده نه شکر و تذکر نعمتها که لازمه تربیتهای دینی است. واسبغ علیکم نعمه ظاهرة و باطنة.
[١] [این، قبر کسی است که پدرش بر او جنایت کرد و او بر کسی جنایت روا نداشت.]