یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٥٢ - تزکیه نفس و ترک دنیایی که نیرو و آزادی است
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ١٥٢
اطمینان و اخلاد در آنها مذلت است، قید است و مهار است و افسار است، باید پاره بشود.
آنچه قید است بسته شدن به علائق مادی است نه صرف علاقه و حبّ:
پس اینکه گفته میشود «غلام همت آنم که زیر چرخ کبود- ز هرچه رنگ تعلق بگیرد آزاد است» باید توضیح و تفسیر شود که نفس علائق، حیات است و کمال [١]؛ آنها مهار و قید نیست، بندشدن به آنها و محدود شدن به آنهاست که قید است. ترک و میراندن علائق به شکل کلبی و هندی موت و نقص است، ولی تزکیه نفس که به معنی قطع قید و محدودیت است نیرو و آزادی و حیات است.
مبارزه با خود غرایز به شکل کلبی و هندی مرگ و ضعف است ولی مبارزه با بسته شدن به آنها آزادی و نیرو است:
پس اینطور نیست که محبت و علاقه بذاته قید است، بلکه آنچه قید است بسته شدن دل است به دنیا. معنی بسته شدن، اقتصار و اکتفا و رضا و اطمینان به دنیا و عدم تجاوز از آن است. اساساً این حرف درست نیست که انسان از چیزی دل بکند و به چیز دیگر دل ببندد مگر در امور هم عرض؛ از شهری دل میکند و به شهر دیگر دل میبندد، از زنی دل میکند و به زن دیگر دل میبندد. اما در اموری که مثل و مانند هم نیستند و از دو غریزه سرچشمه میگیرند درست نیست؛ یعنی آدم ممکن نیست علاقهای را که به مقام بسته از مقام بکند و به مال ببندد و بعکس، یا علاقه به دنیا که از طبیعت مخصوص سرچشمه گرفته بکند و همان را به آخرت ببندد.
آن چشمه روح که به سوی دنیاست غیر از آن چشمه است که به سوی آخرت است:
آن چشمه روح که متوجه به دنیاست غیر از آن چشمه است که متوجه به آخرت است.
در امور مقدّمی که تابع عقل و فکر است اینطور است، یعنی انسان برای مقصد گاهی به این وسیله دل میبندد و گاهی به وسیله دیگر.
در حقیقت یک علاقه است که گاهی متوجه به این وسیله است و گاهی به آن وسیله. اما در اموری که همه برای انسان مقصد میباشند مثل خواب و خوراک و علم و غیره اینطور نیست. بلی، گاهی روح
[١] به عبارت صحیحتر، میان دو چیز باید فرق گذاشت: یکی علاقه به معنی ارتباط با خارج که کمال است و شرط حیات است. هر میل طبیعی به منزله یک کانال ارتباطی است با بیرون. نبودن این کانالها مساوی است با مرگ. و دیگر علاقه به معنی تعلق یعنی بسته بودن به اشیاء. آنچه نباید، بسته بودن است نه ارتباط روحی. اولیای حق در عین کمال ارتباط و شدت عواطف، بسته نبودند.