یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧٧ - تعلیم و تربیت اسلامی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ١٧٧
مسأله جدید:
تازه مسأله جدیدی پیش میآید و آن اینکه: آیا میشود ایندو را با یکدیگر سازگار کرد و یا در اینجا تضادی غیرقابل رفع وجود دارد؟ آیا میشود انسان را طوری ساخت که هم احساسات پاک فطری و همه جانبهاش بشکفد و هم برای جامعه مفید باشد؟ هم ارزش فی نفسه پیدا کند و هم ارزش برای غیر؟ جواب این است که جان مطلب همین جاست. آنچه ناممکن است تضاد میان ارزش فی نفسه انسان و ارزش برای غیر به صورت ابزار و آلت برای غیر است، که اگر بخواهیم انسان را به صورت ابزار و آلت برای غیر و در خدمت بلااراده و اتوماتیک غیر درآوریم و نام آن را ارزش برای جامعه بگذاریم، چارهای نداریم از اینکه ارزش فی نفسه او را نفی کنیم. اما اگر بخواهیم انسان را به صورت موجود مفید برای غیر یعنی برای جامعه درآوریم بدون اینکه انسانی آلت بلااراده انسان دیگر شده باشد و جمله «تعالوا الی کلمة سواء بیننا و بینکم الّا نعبد الّا اللَّه و لانشرک به شیئاً» مصداق پیدا کند، انسانها خود برای یکدیگر مفید و درخت بارده باشند، همه درخت بارده یکدیگر باشند، همه معاون و کمک و بازوی یکدیگر باشند، استخدام و استثمار و استعمار و استحمار همه رخت بربندد، راه منحصرش این است که ارزش فی نفسه انسانها بالا برود، استعدادهای فردی به صورت همه جانبه بشکفد، احساسات فطری، استعدادهای پاک طبیعی همه در همه ظهور و بروز کند.
استعداد خلّاقه عقلی و استعداد انسانگرایانه اخلاقی و استعداد زیبایی گرایانه ذوقی و استعداد ملکوتی و خداگرایانه الهی:
قدرتهای خلّاقه عقلی (که مساوی است با استقلال در قضاوت، و صرف عالم شدن کافی نیست و شاید اینجا حکیم شدن مناسب است) و قدرتهای انسانگرای اخلاقی و قدرتهای زیبایی گرایانه ذوقی و قدرتهای ملکوتی و خداگرایانه بشکفد و در آن صورت است که انسان، هم ارزش فی نفسه مییابد و هم ارزشی از قبیل ارزش انسان برای انسان که مساوی است با «ارزش دوجانبه» و «ارزش همه برای همه». آن انسان عبارت است از انسان خداشناس، آگاه، انسانگرا، باذوق، فعال.