یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤٤ - تقیه و نفاق
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ٢٤٤
المذاهب و تحل المکاسب و ترد المظالم و تعمر الارض و ینتصف من الاعداء و یستقیم الامر.
و. هرکس با روح اسلامی آشنا باشد میتواند بفهمد که محال است اسلام دستور ضعف و پفیوزی بدهد.
آنچه امروز در میان ما به نام تقیه هست پفیوزی است.
درحقیقت حدیث «التقیة دینی و دین آبائی» مفهوم «الپفیوزیة دینی و دین آبائی» [یافته است.]
اگر روش ائمه اینطور بود، چرا یکی از آنها به مرگ طبیعی از دنیا نرفت؟ درست است که قیام به سیف نکردند اما مبارزه را ادامه دادند. اگر سازش و پفیوزگری را شعار خود قرار میدادند مورد حمایت خلفا قرار میگرفتند و [در] تشییع جنازهشان صدها هزار نفر را شرکت میدادند.
داستان امام صادق و هارون در تعیین حدود فدک. داستان امام کاظم و صفوان جمّال که شترهایش را به هارون کرایه داده بود.
منصور راجع به حضرت صادق گفت: هذا الشجی المعترض فی الحلق.
جریان ولایت عهد حضرت رضا نیز عجیب معنیدار است.
تقیه و نفاق
فرق ایندو از قبیل فرق شبکه انداختن با سپر به کار بردن است.
نفاق برای به دام انداختن دیگری است که اگر انسان صراحت به خرج دهد او راه خود را میگیرد و میرود، و تقیه برای حفظ نیروی مالی یا جانی یا اعتباری خود است که اگر صراحت به کار برده شود، طرف ضربت خود را وارد میآورد. تقیه اتقاء است، مصداق معنوی «خذوا حذرکم و اسلحتکم» است.
صراحت معروف این است که انسان مجامله کار و خوشامدگو و خوشامدکار نباشد. هدف مجامله حفظ منافع شخصی نزد طرف