یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥١
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ٤٥١
گوهر قیمتی از کام نهنگان آرند- ١ ٢٧ لکهای تیرهتر از تهمت نیست رسا ٥ ٢٧٣ ما طبیبانیم شاگردان حق مولوی ٢ ١١٤ ما نداریم از رضای حق گله مولوی- ٢٤ مرا شیخ دانای مرشد شهاب سعدی ٢ ١٠٧، ١٢٥ مردان رهت که مرد معنی دان اندباباافضل ٢ ٢٤٨ مردی دو مو دو زن داشت یک پیر و یک جوان مینوی ٤ ٣٠٠ مقدّری که به گُل نکهت و به گِل جان داد-- ٣٦١ ملک برهم زن تو ادهم وار زودمولوی ٢ ٣٥ من به سرمنزل عنقا نه به خود بردم راه- ١ ١٣١ مهجوری است مایه مشتاقی-- ١٤١ میان مسجد و میخانه راهی است ژنده پیل ١ ٢٩٦ میلها همچون سگان خفته اندمولوی- ١١٠ میلها همچون سگان خفته اندمولوی ٩ ١٠٤، ١٠٥ ناله مرغ گرفتار نشانی دارد- ١ ٧٣ نفست اژدرهاست او کی مرده است مولوی ١ ١٠٥، ١١٠، ١١١، ١٢٥، ١٢٨ نفس را هفتصد سر است ... مولوی- ١٢٩ نکویی با بدان کردن چنان است سعدی ٢ ١٠٢ نگفتمت که به ترکان نظر مکن سعدی سعدی ١ ١٠٤ هرکه او بیمرشدی در راه شدمولوی- ١٣١ هرکه را با گل آشنایی هست سعدی ١ ٢٩ هست حیوانی که نامش اسغر است مولوی- ٢٤ همه عمر تلخی کشیده است سعدی سعدی ١ ٣٠ یکی بچه گرگ میپروریدسعدی ١ ٩٣ یکی روبهی دید بیدست و پای سعدی ٤ ٢٧٣