یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٩
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ٤٤٩
به سرّ جام جم آنگه نظر توانی کردحافظ ٥ ١٣٠ به کوی عشق منه بیدلیل راه قدم- ١ ١٣١ به مجنون گفت روزی عیبجویی-- ٤٢٤ بی پیر مرو تو در خرابات- ١ ١٣١ پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت حافظ ١ ٢٢، ٤٢٥ پیرم و عادت طفلان دارم آذربیگدلی ٤ ٤٠ پیشه اوّل کجا از دل رود- ٣ ١٨٦ تواضع سر رفعت افرازدت سعدی ٣ ٢٥٨ تو با دشمن نفس همخانهای- ٢ ١٥٤ جامی است که عقل آفرین میزندش خیام ٢ ٣٣٨، ٣٣٩ جوانی بر سر راه است دریاب این جوانی رانظامی ٤ ٤٠ جوانی شد و زندگانی نماندنظامی ٢ ٢٩٢ جهان آنِ تو و تو مانده عاجزشبستری ١٤ ٢٢٩ جهانا چه در خورد و بایستهای ناصرخسرو- ٣٤٢ جهانا چه نیکو و بایستهای ناصرخسرو ١١ ٤٢٤ چرا طفل یکروزه هوشش نبردسعدی ١ ١٢٨ چنان با نیک و بد خوکن که بعد از مردنت عرفی عرفی ١ ٢٨٥ چندی گزیده یار زمن دوری- ١ ١٤١ چو آلودهای بیندت آلودهای ناصرخسرو ١ ٢٢ چون به حق بیدار نبود جان مامولوی ٤ ١٢٢ چون حاصل آدمی در این شورستان خیام ٢ ٣٣٩، ٤٢٧ چونکه برگردی و برگردد سرت مولوی ١ ٣٦١ چونکه نفس آشفتهتر گردد از آن مولوی ١ ١٢٢ چون نیست ز هرچه هست جز باد به دست خیام ٢ ٣٣٨، ٤٢٧ چهار طبع مخالف سرکش سعدی- ١١٥ حسرت و زاری که در بیماری است مولوی ٣ ٣٠٩ خاک راهی که بر او میگذری ساکن باش سعدی ١ ٢٨٣ خبرداری که سیاحان افلاک نظامی ١ ٤٢٧ خرم آن که عجز و حیرت قوت اوست مولوی ٤ ٢٣٠ خفته بر تختی شنید آن نیکنام مولوی ٦ ٣٥ در این بزم ساغر به آن کس دهند- ١ ١٢٠ در این ره اولیا باز از پس و پیش شبستری ٥ ٢٣٥، ٢٣٦ در پس آینه طوطی صفتم داشته اندحافظ- ٣٤٧