یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١ - تاریخ - نقش انبیا در تحول تاریخ
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ٥١
را نخواهند داشت، یک رهبر مذهبی در آینده نمیتواند رهبر اجتماعی بشود؟ این مطلب مربوط است به بحث «آینده دین و مذهب».
٦. خلاصه آنچه در دو نمره پیش گفته شد این است: در اینکه دین در گذشته قدرتی شگرف و عظیم بوده و پیامبران مظاهر این قدرت، بحثی نیست، بزرگترین قدرت ملی یعنی قدرت ناشی از اعتقاد و ایمان عموم بوده است، همچنان که قومیت و ملیت و ناسیونالیسم نیز تاحدی چنین بوده ولی تحت الشعاع بوده است. در عصر ما یک قدرت دیگر اینچنین نیز پا به میدان گذاشته و آن قدرت مسلکی و ایدئولوژیکی منهای مذهب است نظیر سوسیالیزم و کمونیسم و حتی فاشیسم. در مقابل این قدرتهای ملی، قدرتهای ناشی از زر و زور بوده است که بر منافع نه بر ایمان و عقیدهای متکی بوده است. ابراهیم و مخصوصاً موسی و عیسی و رسول اکرم مظهر یک قدرت ملی مذهبی بودهاند همچنان که نمرود و فرعون و ابوسفیان مظهر یک قدرت متکی بر زر و زور.
سخن در این است که این قدرت در چه جهت عمل کرده است، در جهت آزادی فکری و روحی و آزادی اجتماعی و در جهت صفا و صلح و امنیت و استحکام میثاقها یا در جهت خلاف همه اینها؟
برخی مدعی شدهاند که فلسفه دین اقتضا میکرده و میکند که مردم را در جهت اعراض از زندگی و پلید شمردن زندگی دنیاوی و تقدس زندگی اخروی و امور غیبی [حرکت دهد] و درنتیجه نه تنها نمیتوانسته منشأ تحولی در تاریخ شود، همواره منشأ توقف و رکود و بلکه انحطاط بوده است. گروهی دیگر که نخواستهاند چشم بسته براساس فلسفهای که خود تراشیدهاند و فقط برای گول زدن نوجوانان و نوآموزان خوب است سخن بگویند، توجهی به متن تعلیمات دینی بالخصوص اسلامی کردهاند و اصلاح نظام دنیا و عناصری از قبیل