یادداشتهای استاد ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٧١ - تعلیم و تربیت اسلامی
یادداشتهای استاد مطهری، ج ٢، ص: ١٧١
خام ماندن ماست. الآن هم مغزهای عالی ما را آنها میدزدند و جذب میکنند و خود ما در فرار دادن این مغزها با مشکلات عجیبی که برای آنها ایجاد میکنیم که باید از هفت خوان رستم بگذرند تا به پست مثلًا استادی دانشگاه برسند، سهیم میباشیم.
فکر هیهات ان یلدالزمان:
ما مثلًا در گذشته بوعلی سینا، ابوریحان، خواجه نصیرالدین طوسی، ملاصدرا داشتهایم و خیال میکنیم اینها افراد استثنایی بودهاند و میگوییم: «هیهات ان یلد الزمان بمثله- انّ الزمان لمثله لعقیم»، درصورتی که این فکر و این شعر غلط است. شرایط پرورش در زمانی مساعد بوده و بوعلی سیناهای بالقوّه رشد کردهاند. خدا میداند شاید الآن در میان بچهها و جوانان ما صدها بوعلی وجود داشته باشد. ملتهای زنده این استعدادها را جستجو میکنند و مورد استفاده قرار میدهند، برخلاف ما.
حتی به عقیده من آفریقاییها- آنچنان که از مشاهده چند طلبه سیاه قم دستگیرم شد- از لحاظ استعداد شاید، هم از اروپا پیش باشند هم از آسیا ولی به صورت ماده خام ماندهاند، ولی خوشبختانه تدریجاً بیدار میشوند.
چین و ژاپن بهترین مثال است برای رد نظریه تفوق استعداد نژاد اروپایی از غیراروپایی.
ب. همان طوری که در ورقههای «تربیت» گفتهایم و در سخنرانیهای انجمن ضد بهایی، از انسان چیزی قابل استفاده ساختن و تغییرات مطلوب در او وارد کردن اعم از پرورش انسان است. این مسأله قهراً باید در تعلیم و تربیت مطرح شود که آیا انسان باید پرورش داده شود و یا باید صرفاً ساخته شود. ساخته شدن یعنی به صورت قابل استفاده برای منظور خاصی [در آمدن] ولو به اینکه یک نوع کاستی و نقص در او انجام گیرد، آنچنانکه فی المثل یک چوب را میسازیم و از جنبه چوب بودن در آن نقصی وارد میکنیم ولی برای منظور ما که ساختنِ در است آمادهتر میشود، مثلًا چوب را خمیر میکنند، عصبهایش را میکشند و از نو چیزی به نام فورمیکا