روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٠٩ - ترجمه
كه ورود دخول است،و هيچ برّ و فاجر نماند و الّا در دوزخ شود،و لكن دوزخ بر مؤمنان برد و سلام باشد،چنان كه بر ابراهيم تا دوزخ فرياد كند از ايشان و گويد:
آتش من سرد كردى [١]،آنگه متّقيان را برهاند و ظالمان را رها نكند.
عمرو بن دينار گفت:نافع الارزق با عبد اللّه عبّاس خلاف كرد در ورود.عبد اللّه عبّاس گفت:ورود،دخول باشد و استدلال كرد به آن آيات كه گفتيم از قصّه فرعون و حديث اصنام،آنگه گفت:اينان در دوزخ خواهند شدن لا محاله،و من و تو نيز خواهيم شد،امّا مرا اميد آن است كه برون [٢]آرد و تو را برون [٣]نيارد به تكذيبت [٤]كه مىكنى.و اين نافع از جملۀ خارجيان بود.
و نيز به خبر أبو هريره كه او روايت كرد از رسول-عليه السّلام-كه او گفت كه:
هيچ مؤمن نباشد كه او را سه فرزند بميرد و الّا او در دوزخ بيش از آن نماند كه تحلّة القسم باشد،چندان كه سوگند راست شود.آنگه اين آيت برخواند: وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلاّٰ وٰارِدُهٰا .
و سفيان بن عيينه گفت از حسن بصرى كه:روزى دو برادر بودند با هم حديث مىكردند.يك برادر بخنديد،دگر يك او را گفت:اى برادر!در قرآن خواندهاى كه خلقان به دوزخ خواهند شد؟گفت:بلى.گفت:آيتى خواندهاى كه برون آيند؟ گفت:نه.گفت:پس چرا مىخندى؟نيز [٥]او را خنده [٦]نديدند تا بمرد.
و ابو اسحاق روايت كرد از أبو هريره كه او گفت:كاشكى مادر مرا نزادى!اهل او او را گفتند،نه خداى بر ما منّت نهاد به هدايت!چرا چنين مىگويى؟گفت:در قرآن آيتى مىيابم كه خلقان به دوزخ شوند،و آيتى نمىيابم كه بيرون آيند،و در اين معنى بيتى گفتند،و هو:
و قد اتانا ورود النّار ضاحية
حقّا يقينا و لمّا يأتنا الصّدر
اين دو حديث از ابو هريره و حسن بصرى بر مذهب اهل وعيد راست است،و آنكه گفتند آيت صدر [٧]نيست در قرآن،درست نيست[براى آنكه صدر عقب آيت
[١] .آج،لب:كرديد.
[٣] [٢] .همۀ نسخه بدلها،بجز آط:بيرون.
[٤] .آب،آج،لب:تكذيب.
[٥] .آج،لب:ديگر.
[٦] .آب،آج،لب:خندان،مش:پس او را دگر كسى خندان نديد.
[٧] .آب:مصدر.