روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٤ - ترجمه
عبد اللّه عبّاس گفت:ميان ايشان در دنيا دوستى نهد.ابو اسحاق السّبيعى روايت كرد از براء بن عازب كه او گفت:آيت در شأن اميرالمؤمنين على آمد كه يك روز رسول-عليه السّلام-او را گفت يا على!بگو:
اللّهمّ اجعل لي عندك عهدا و اجعل لي في صدور المؤمنين مودّة ،بار خدايا!مرا به نزديك تو عهدى كن،و مرا در دل مؤمنان دوستى كن.خداى تعالى اين آيت فرستاد.
ابو هريره روايت كرد از رسول-عليه السّلام-كه او گفت:چون خداى تعالى بندهاى را [١]دوست دارد،جبريل را گويد:من فلان را دوست دارم،تو نيز او را دوست دار.جبريل او را دوست شود،آنگه جبريل در آسمانها ندا كند و گويد:خداى تعالى فلان را دوست مىدارد،شما نيز او را دوست داريد،اهل آسمانها او را دوست گيرند.آنگه محبّت او بر [٢]زمين افگند تا اهل زمين او را دوستدار شوند،و هركه را دشمن دارد-على مثل [٣]هذا-با او مانند اين معامله كند.
هرم بن حيّان گفت:هيچ بندهاى نباشد كه او دل در خداى بندد و الّا خداى تعالى دل اهل ايمان را روى به او آرد تا او را دوست گيرند و مودّتى و رحمتى از او در دل ايشان نهد.
فَإِنَّمٰا يَسَّرْنٰاهُ بِلِسٰانِكَ ،ما اين قرآن را بر زبان تو خوار [٤]بكرديم تا به او بشارت دهى متّقيان و پرهيزگاران را،و بترسانى به آن گروهى را سخت خصومت،و هو جمع ألدّ،قال اللّه تعالى:... وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصٰامِ [٥].اين قول عبد اللّه عبّاس است،و حسن گفت:قوما صمّا،گروهى كران را.ربيع گفت:گروهى را كه گوش دل كر دارند، و اصل كلمه از شدّ و سدّ است،قال الشّاعر-شعر:
انّ تحت الاحجار [٦]عزما و حزما
و خصيما الدّ ذا معلاق
و رسول-عليه السّلام-گفت:
انّ ابغض الخلق الى اللّه الالدّ الخصيم، خداى
[١] .لب:بنده را.
[٢] .همۀ نسخه بدلها:در.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:مثال.
[٤] .همۀ نسخه بدلها:آسان.
[٥] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٠٤.
[٦] .اساس:الا؟جار،ديگر نسخه بدلها:الاشجار،به قياس با چاپ شعرانى(٤٤٣/٧)و مآخذ شعر و لغت،تصحيح شد.