روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٢٤ - ترجمه
است و ديگر ستارگان،و لكن اكتفا كردند به ذكر بعضى.
قوله: وَ مٰا جَعَلْنٰا لِبَشَرٍ مِنْ قَبْلِكَ الْخُلْدَ ،گفتند:سبب نزول آيت آن بود كه كافران گفتند:... نَتَرَبَّصُ بِهِ رَيْبَ الْمَنُونِ [١]،ما انتظار مرگ محمّد مىكنيم، حقتعالى اين فرستاد و گفت:اگر ايشان چشم بر مرگ تو نهادهاند،ما هيچ آدمى را در دنيا خلود و جاويدانى ندادهايم،و پيش [٢]تو كسى جاويد نماند تا تو نيز بمانى.
أَ فَإِنْ مِتَّ ،اگر تو بميرى ايشان هميشه خواهند ماندن!و بعضى گفتند:استفهامى دگر مقدّر است،و التّقدير:افهم الخالدون،و لكن اكتفا كرد به يكى،و مثله قول الشّاعر-شعر:
رفوني و قالوا يا خويلد لا ترع
فقلت فانكرت [٣]الوجوه هم بهم [٤]
يعنى،اهم بهم. [٥].
آنگه گفت: كُلُّ نَفْسٍ ،هر تنى كه جان دارد مرگ بچشد،و براى آنكه در مرگ سختى و شدّتى است به لفظ«ذوق» [٦]گفت،يقول:قد ذقت وبال فعلك،و قال تعالى: إِنَّكُمْ لَذٰائِقُوا الْعَذٰابِ الْأَلِيمِ [٧].و قال: ذُقْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْكَرِيمُ [٨].
فرّاء گفت:چون اسم فاعل به معنى ماضى باشد عمل نكند،اضافت بايد كردن [٩]چنان كه در آيت است،و چون به معنى حال يا استقبال باشد عمل نصب كند،چنان كه:زيد ضارب عمرو [١٠]بالامس،اى ضرب عمرا [١١]،و زيد ضارب عمروا الآن او غدا.
وَ نَبْلُوكُمْ ،و ما شما را بيازماييم و امتحان كنيم-برآن تفسيرها كه گفتيم[به] [١٢]بد و نيك بيمارى و تندرستى و درويشى و توانگرى و مرگ و زندگانى. فِتْنَةً ،اى امتحانا.و بلاء مصدرى است لا من لفظ الفعل.و مراد به امتحان و اختبار و فتنه از خداى تعالى تشديد و تكليف باشد-و اين را بيان كرديم پيش از اين. وَ إِلَيْنٰا
[١] .سورۀ طور(٥٢)آيۀ ٣٠.
[٢] .آب،آز+از.
[٣] .همۀ نسخه بدلها:و انكرت.
[٥] [٤] .كذا در اساس،همۀ نسخه بدلها:هم.
[٦] .آط،آب،آج،لب:ذقّ.
[٧] .سورۀ صافّات(٣٧)آيۀ ٣٨.
[٨] .سورۀ دخان(٤٤)آيۀ ٤٩.
[٩] .همۀ نسخه بدلها:شايد كرد.
[١٠] .آط،آب،آز:عمر.
[١١] .اساس:عمروا،با توجّه به قاعده و ضبط نسخه بدلها،تصحيح شد.
[١٢] .اساس:ندارد،از آب،افزوده شد.