روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٥٧ - ترجمه
گفت خود را.سعيد جبير گفت از عبد اللّه عبّاس كه:اين حروفى است مشتق از نامهاى خداى،«كاف»از كريم و كافى و كبير،و«ها»از هادى،و«يا»از رحيم،و«عين»از عليم و عظيم،و«صاد»از صادق.
كلبى گفت،معنى آن است كه:اشارت در«كاف»آن است كه:كاف لخلقه،و در«ها»:هاد لعباده،و در«يا»: يَدُ اللّٰهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ [١]،«عين»:عالم بتدبيره،صاد:صادق في وعده.
قوله: ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ ،مرفوع است به خبر مبتدا بر [٢]قول آنان كه گفتند:نام سورت يا نام قرآن يا نام خداست،گفتند:محلّ كهيعص ،رفع است بر ابتدا،و ذِكْرُ خبر اوست،التّقدير:هذا الاسم او هذا القرآن،او هذه السّورة ذِكْرُ رَحْمَتِ رَبِّكَ ،و بر قول آنان كه ثنا گفتند،گفتند [٣]:مبتداى مقدّر باشد،اى هو ذكر رحمت ربّك.و عَبْدَهُ منصوب است به«رحمت»،و گفتند:به«ذكر»بر تقديم و تأخير،و تقدير آنكه :ذكر ربّك عبده زكريّا برحمته.
حقتعالى گفت:اين سورت،يا اين قسم،يا اين قرآن،يا اين حديث،يا اين ثنا،ياد كردن خداست تعالى رحمتى و بخشايشى را كه بر بندهاش زكريّا كرد،يا ذكر زكريّاست كه خداى كرد او را به رحمت.
«اذ»،محلّ و نصب است بر ظرف،و عامل در او«ذكر»باشد يا«رحمت»،و رحمت اولىتر،براى آنكه رحمت آنگه بود [٤]وقت ندا و ذكر ياد كردن او رحمت است با رسول چون ندا كرد زكريّا خدايش را،يعنى بخواند و دعا كرد نداى پوشيده در سر دور از ريا.
آنگه حكايت آن ندا و دعا كرد،گفت: قٰالَ ،يعنى زكريّا گفت: رَبِّ و الاصل ربّى،جز كه«يا»بيفگند و اكتاف به كسره كرد. إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ ،گفت:بار خدايا!استخوان من ضعيف شد،يعنى بىقوّت شدم.و تخصيص استخوان براى آن كرد كه در اندام آدمى استخوان سختتر باشد،چون او سست شود حال گوشت و
[١] .سورۀ فتح(٤٨)آيۀ ١٠.
[٢] .آج،لب:اين.
[٣] .آج،لب:كه گفتند ثناست.
[٤] .همۀ نسخه بدلها+در.